یارب نظرتو برنگردد        برگشتن روزگار، سهل است

پیشرفت و موانع پیشرفت ایران : وبسایت شخصی محمدعلی اثنی عشری

  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم
  • کولبری و دستفروشی معضل نیست ! نیاز جامعه است. مدیریت کارآمد و ساماندهی میخواهد.
  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

    تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

دکتر روحانی میتواند:

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است.

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است

     اینجا کلیک کنید :خرید آب اشتغال بی دردسر روستائیان برای کشور

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است.

جهش آلمان پس از جنگ جهانی دوم چگونه شروع شد؟

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . نوشته شده در جهانی شدن

اتو فون بیسمــــــارک (صدراعظم آهنین)


برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  bismarck1.jpg
مشاهده: 6960
حجم:  414.9 کیلو بایت


اتو فون بیسمارک (آلمانی: Otto von Bismarck)(زاده ۱ آوریل ۱۸۱۵، شونهاوزن (زاکسن-آنهالت امروزی) - درگذشته ۳۰ ژوئیه ۱۸۹۸، فریدریش سروه در نزدیکی هامبورگ)، امیر بیسمارک- شونهاوزِن و دوک لاونبورگ و نخستین صدراعظم در تاریخ.

زندگینامه

بیسمارک در ۱ آوریل ۱۸۱۵ در شونهاوزن متوّلد شد. در گوتینگن به تحصیل حقوق پرداخت و پس از اینکه او به عنوان دیپلمات در همبستگی آلمانی، در سن پترزبورگ و در پاریس مشغول بود، در سال ۱۸۶۲ به عنوان نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه پروس صدا زده شد.
بیسمارک، سال ۱۸۶۴ رهبری پروس را در جنگ آلمان- دانمارک بر سر اشلسویگ- هولشتاین، با اتّحاد به اتریش برعهده داشت. دو سال بعد هم وی، همین مسوًولیت را در جنگ پروس-اتریش که به نابودی همبستگی آلمانی و در نهایت به بیرون راندن اتریش از امپراتوری آلمان انجامید، با موفقیت به پایان رسانید. سال ۱۸۶۷، همبستگی آلمانی شمالی تاًسیس شد که در آن بیسمارک به عنوان صدراعظم صدا زده شد. در پایان جنگ پروس- فرانسه در ۱۸ ژوئیه ۱۸۷۱، ویلهلم یکم در ورسال به عنوان امپراتور (آلمانی: Kaiser) خوانده شد و از این رو، بیسمارک توانست، با همت و تلاش خود امپراتوری آلمان را تاًسیس کند. خود وی، صدراعظم امپراتوری شد و لقب صدراعظم آهنین را بعدها از آن خود کرد.



برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Otto_von_Bismarck.jpg
مشاهده: 1512
حجم:  22.4 کیلو بایت


در طی سال های ۱۸۷۱ تا ۱۸۷۷ بیسمارک در یک جنگ فرهنگی (آلمانی: Kulturkampf) با کلیسای کاتولیک درگیر بود، که به کمتر شدن دوباره نفوذ کلیسای کاتولیک انجامید. سال ۱۸۷۸ قانون سوسیالیستی تصویب شد که با اصلاحات سوسیال- سیاسیِ ۱۸۸۱-۱۸۸۹ همراه بود. ۱۸۷۱، بیسمارک توانست اتحاد دوگانه را با اتریش - مجارستان ببندد که با داخل شدن ایتالیا در سال ۱۸۸۲ به اتحاد سه‌گانه تبدیل شد. یکی از دستاوردهای بزرگ بیسمارک در سیاست‌های خارجی‌اش عقد قرارداد ضمانتی سال ۱۸۸۷ با روسیه بود.

برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  bismarck (1).jpg
مشاهده: 1575
حجم:  33.4 کیلو بایت


بیسمارک در 1878م دست به اقدامات شدیدی علیه سوسیالیستها زد و نشر آثار سوسیالیستها را ممنوع ساخت و در سالهای 1883 - در در نتیجه سیاست های بیسمارک، تجارت و صنعت آلمان به سرعت توسعه یافت. ویلهلم دوم که از نفوذ بیسمارک خرسند نبود در 1890م. او را برکنار کرد. بعد از برکناری در ۲۰ مارس ۱۸۹۰، از بیسمارک به طور بی‌سابقه و بی مانند، تقدیر و ستایش به عمل آمد. این تقدیرها بیشتر در بناکردن یادبودها و برجها، دادن لقب‌های افتخاری شهروندی و حتا عضویّتی، نامیدن خیابان ها، میدان ها، مدرسه‌ها و حتا محصولات و تولیدات صنعتی خلاصه می‌شدند. بیسمارک در دوره گوشه گیری به شدت از سیاست های ویلهلم انتقاد می کرد.

اتو فون بیسمارک ۳۰ ژوئیه ۱۸۹۸ در فریدریش سروه درگذشت و در آرامگاهی، کنار همسرش به خاک سپرده شد.

فرزین رجبی (مقدس مراغه ای ):

توفن بیسمارک صدر اعظم المان را میتوان بعنوان پایه گذار کشور متحد آلمان که بنیان های یک کشور مقتدر در زمینه صنعت و سیاست و نظامیگری را بنیان نهاد نامید وی با مدیریت مثال زدنی پس سه جنگ متوالی آلمان به کشوری واحد تبدیل کرد. نگاهی به دستاوردهای وی در دوران صدارت عظمی گویای بسیاری مسائل است که میتواند راهی روشن برای کسانی باشد که درصدد یافتن الگویی آزموده شده از برنامه های اقتصادی و سیاسی برای پیشرفتند :

هر اقتصادی برای شکوفایی نیازمند آرامش سیاسی است بنابراین بیسمارک با انعقاد یکسری قرادادها توانست آرامش طولانی ( 40 ساله ) در آلمان بوجود بیاید، که راهاورد آن شکوفایی اقتصادی آلمان و کسب اعتبار برای تولیدات صنعتی آن بود بنحوی که وجود برچسب ساخت آلمان به عنوان نشان مرغوبیت کالا در جهان به شمار می رفت.

مبازره اساسی با فساد در دستگاههای اداری و دولتی و اصلاح سیستم اداری و آموزشی کشور و حرکت در جهت منافع عمومی با ایجاد اولین نظام بازنشستگی و از کار افتادگی در جهان ، محدود ساختن ساعات کار هفتگی کار ،ممنوع کردن کار کودکان و... گوشه ای از اقدامات بسیار مهمی است که بیسمارک در عرصه ی نظام اداری و شغلی انجام داده است .

پس از وقایع جنگ جهانی اول که باعث نابودی زیرساخت های بسیاری در آلمان و تحمیل محدودیت های بسیاری برآن شده بود، جمهوری وایمار تاسیس شد این جمهوری با استفاده از طرح ویلسون و کمک های جامعه ملل نسبت به بازسازی آلمان اقدام نموده بنحوی که روند رشد اقتصادی آن آلمانی قوی تر و مقتدر تر را تا سال 1930بوجودآورد .

پس از روی کار آمدن حزب نازی که مروج اقتصادی نه سوسیالیستی و نه سرمایه داری بلکه اقتصادی میانه رو بود ولی از سرمایه گذاری خصوصی حمایت ویژه ای می کرد .در این دوران تا وقوع جنگ جهانی دوم ، آلمان در حال توسعه و پیشرفت بود ولی این پیشرفت بیشتر در حیطه ی نظامی بود. شکست آلمان با حدود 5 میلیون کشته و تبدیل شدن به کشوری ویران ، تقسیم شده به دو نیمه ی شرقی و غربی پایان رویای هیتلر بود . اقتصاد آلمان بعد از جنگ دچار وضع وحشتناکی بود، به طوری که تولیدات صنعتی در سال 1947به نصف قبل از جنگ رسیده بود .تعداد زیادی از مردان نیز به علت جنگ جان خود را از دست داده بودند به طوری که در برابر هر 1000مرد آلمانی 1700 زن وجود داشت . وجود پناهندگان ،بازار سیاه وتورم از دیگر مشکلات آلمان بود . در این زمان فرشته نجات آلمان دکتر لودویک ارهاد کسی که از او به عنوان معمار اقتصاد آلمان یاد می شود و به مکتب نئولیبرال گرایش داشت وارد صحنه شد .  

او معتقد بود که تنها راه نجات آلمان از این وضعیت سخت سیاست اقتصاد آزاد و اجرای طرح های خصوصی سازی است اقدامات اساسی وی باعث تغییرات شگرفی در اقتصاد آلمان گردیده که بعنوان معجزه اقتصادی آلمان یاد می شود .

-   تغییر واحد پول آلمان.

-  جلوگیری از عرضه ی بی جای اسکناس که باعث تورم می شد.

-  لغو هر گونه اعمال محدودیت و کنترل قیمتی بر روی کالا ها و اجناس . این اقدام او سبب گردید که مردم به جای قبض جیره بندی به مارک آلمانی احتیاج داشته باشند،به تبع آن نرخ عرضه افزایش پیدا کرد

سیاست رفورم پولی و افزایش مقدار پول که دولت به طور صحیح انجام داد ،باعث گردید که معاملات بازرگانی دوباره جان تازه ای به خود گرفته .این رویه یعنی افزایش معاملات بازرگانی با روش اقتصاد خصوصی،آلمان را در مسیر شکوفایی قرار داد اقدامات و سیاست های اقتصادی دکتر ارهارد به همراه وجود وجود دموکراسی و اقتصاد بخش خصوصی در کنار خصوصیات روانی جامعه آلمانی ازجمله حس انظباط و کار صحیح و بهره وری بالا باعث شد آلمان غربی نسبت به آلمان شرقی به سرعت رشد و پیشرفت کند . بنحوی که تا سال 1965ارزش یک مارک آلمان برابر با 1 دلار آمریکا شود.

در نزد آلمانی کار عیار اخلاقی دارد، بدین معنا که به صورت احساس وظیفه شدید و محکمی درآمده کاریک وظیفه است نه یک اشتغال کارگر آلمانی غرور و افتخار سنتی و شغلی خود را درکارکردن می یابد و آن را به منزله نوعی امتیاز تلقی می کند و همه چیز را از دیدگاه کار ارزیابی می نماید. آنها توانایی زیادی در مدیریت و پیاده کردن روح پیشرفت فنی و ابداعات و نوآوری های تکنولوژی دارند و به سازماندهی و نظم دیسیپلین که قدرت واقعی آلمانی است در کنار گرایش های عمومی و عمیق جامعه آلمانی برای استقرار نظم و سیستماتیزه کردن کارها جزئی از فرهنگی آلمانی درآمده است .

آلمانی ها به ذخیره کردن و صرفه جویی گرایش دارد. آلمانی از تاریخ گذشته خود آموخته است که قانع زندگی کند وتاآنجا که ممکن است ثروتمند شود. با افزایش سطح درآمد عمومی ، مردم آلمان آموختند که چگونه زیاد پس انداز کنند و براثر افزایش آهنگ پس انداز ، چگونه سرمایه گذاری های زیاد و پیشرفت های سریع اقتصادی کنند و افزایش ثروتمندی را تحقق بخشند .دولتها هم یاد گرفته اند که چارچوب شرایطی را که معاملات بازار در قالب آن انجام می گیرد ، تعیین کنند. اما در این میدان میلیون ها مرکز اقتصادی و کارخانه ، اساساً  آزادانه و مستقل تصمیم می گیرند که چه چیز تولید و چه چیز را مصرف کنند ، پاسخگوی این پرسش ها که چه مقدار محصول تولید شود ، و چه کسی ، چه مقدار از آن را دریافت دارد ؛ تصمیماتی است که در بازار اتخاذ می شود. دولت درترتیبات قیمتی و پرداخت حقوق دخالت مستقیم ندارد . برای آنکه ساز و کار بازار درست عمل کند ، پیش شرطی وجود دارد و آن رقابت است . بدون رقابت اصلاً اقتصاد بازار وجود نخواهد داشت . رقابت باعث می شود تک تک افراد اهمیت خود را برای کسب سود در فعالیت هایی صرف کنند که هدفش تأمین بهینۀ محصولات مورد نظر متقاضیان باشد . رقابت ، آمادگی افراد را برای کار بالا می برد و کارخانجات را ناگزیر می سازد که با کمک  قیمتهای مناسب تر ، کیفیت به نسبت بهتری از محصولات و شرایط مناسب تری برای پرداخت و تحویل کالا یا ارائه خدمات اضافی  را برای خریدار فراهم سازند . در عین حال ، رقابت باعث گسترش نوآوری در محصول و روند تولید و نیز سبب عقلانی شدن و اقتصادی عمل کردن ، با داشتن حداقل منابع می شود.

سیاست های حمایتی دولت آلمان بسیار مناسب است که از آن بعنوان مهمترین ابزارهای اقدام دولت نام برده می شود . حمایت قانونی از مستأجر ، پرداخت هزینه های مسکن به شهروندان کم درآمد ، توسعۀ خانه سازی ، ومدرن سازی آپارتمان است.

در زمینه حقوق و دستمزد کارمندان و صاحبکاران ( که اغلب شرکای اجتماعی نامیده می شوند.) در چارچوب تعرفۀ خودمختاری در مورد قراردادهای تعرفه ای خود ، آزادانه به توافق می رسند. این قراردادها تعیین کنندۀ سطح حقوق ، زمان کار ، مدت مرخصی و به طورکلی شرایط کار می باشند. از این رو در زندگی اقتصادی ، سازمان شرکای اجتماعی ، سندیکاها و اتحادیه های صاحبکاران حایز اهمیت ویژه ای می گردند ؛ وظیفۀ اصلی آن ها این است که در مورد منافع اعضای خود تصمیم گیری کنند.

از نظر دولت آلمان کلید اشتغال زایی ، در سرمایه گذاری افزونتر، قرار دارد بنابراین برآن است که به منظور تضمین بهره وری مطلوبتر از سرمایه گذاری ها ، نیروهای خود را در بازار به ویژه از طریق تشویق به انجام فعالیت های شخصی تقویت نماید. بنابراین وظیفۀ اصلی سیاست اقتصادی ، کاهش بیکاری است

آنچه که موجب پیشرفت سریع و چشمگیر اقتصاد آلمان پس از جنگ جهانی دوم شده ، برگزیدن اقتصاد آزاد و نظام اجتماعی بازار و رفورم پولی با هدف کاهش حجم عظیم پول در جریان و سازمان دادن به آن و کم کردن اعتبارات بخش دولتی و خصوصی بود . شاید عوامل دیگر مثل عوامل تاریخی یا روانی تأثیراتی براین پیشرفت داشته باشند اما به نظر میرسد اقتصاد آلمان درصد زیادی از پیشرفت خود را مرهون برنامه ریزی خردمندانه و برگزیدن اقتصاد اجتماعی بازار یا اقتصاد آزاد است

با کمک  بودجه بندی مناسب و سرمایه گذاری های مؤثر سریعاً از حالت رکود بیرون آمد و سپس با صادرات مصنوعاتش از قبیل ماشین آلات و کالاهای مصرفی به کشورهای دیگر موازنۀ بازرگانی خود را بهبود بخشید .

عقلایی کردن تولید ( با به کارگیری نیروی کمتر و تولید بیشتر ) که در صنایع تولیدی شروع شده بود ، به تمام بخش های دیگر تولیدی از جمله کشاورزی و خدماتی سرایت کرد

رسمیت قانونی دو نیروی عمدۀ جامعه ، یعنی کارگران و سازمان های کارگری _(سندیکاهای کارگری) از یک سو و کارفرمایان و سازمان های کارفرمایی ، که در قالب دو سندیکای عمده « اتحادیه فدرال صنایع آلمان » و « اتحادیه فدرال سندیکاهای آلمانی کارفرمایان » متمرکز بود ، طبق این قوانین ، دولت اجازه دخالت در امور این دو نیرو و تنظیم دستمزدها را نداشته و به کارگران این حق داده شد که برای دفاع از حقوق خود ، اعتصاب کنند. سندیکاهای کارگری از وزن سنگینی در جامعه آلمان برخوردار بوده و هست .

نتیجه گیری :

تجزیه و تحلیل موارد بالا راه گشای بسیاری از برنامه ریزی ها خواهد بود به طریقی میتوان گفت مطالب فوق را می توان بعنوان یک نوع حسابرسی مدیریت و کشورداری تلقی کرد و از طریق همین موارد برنامه هایی را برای انجام اصلاحات طرح ریزی نموده اولین گام در این مسیر نیاز به اصلاح رویکرد ها و جهت گیری های دولتی است .

.چنانچه گزارشات بانک جهانی نشان داده شده است از میان 16 عامل محدودکننده ایجاد کسب و کار در ایران به ترتیب عوامل

-  ثبات سیاسی

-  ضوابط و مقررات ارزی

-  دسترسی به منابع مالی

-  تورم

-  بوروکراسی دولتی و زیرساخت ناکافی

سهمی بیش از 70 درصد از عوامل محدودکننده کسب و کار در ایران را به خود اختصاص دا ده اند. که برطرف نمودن آن همگی در اختیار دولت می باشد .

از طرفی استفاده از مدل توسعه ای کشور آلمان را که مهمترین عاملی که در پیشرفت و توسعه اقتصادی آلمان پس از جنگ جهانی دوم نقش برجسته ای ایفا کرده است ، میتواند چراغ راه و راهنمایی برای برنامه های اقتصادی ایران باشد.

بیشتر بخوانید :
شصت و پنج سال پیش، در ماه ژوئن 1948 یک دگرگونی اقتصادی شگرف در کشور آلمان روی داد. تقریباً یک‌شبه اقتصاد این کشور از رکود به سمت شکوفایی حرکت کرد. بیشتر افتخار برای این تغییر به اقتصاددان آلمانی لودویگ ارهارد داده می‌شود.

65 سال پیش، در ماه ژوئن 1948 یک دگرگونی اقتصادی شگرف در کشور آلمان روی داد. تقریباً یک‌شبه اقتصاد این کشور از رکود به سمت شکوفایی حرکت کرد. بیشتر افتخار برای این تغییر به اقتصاددان آلمانی لودویگ ارهارد داده می‌شود.

اقتصاد آلمان در سال 1948 فقیر و مضمحل‌ شده بود، که دلیل آن تنها به خسارات جنگ مربوط نمی‌شد. بلکه ناشی از سردرگمی کامل در سیاستگذاری اقتصادی بود. عده‌ای در غرب، شامل هنری مورگنتو، وزیر خزانه‌داری آمریکا، فکر می‌کردند ظرفیت صنعتی آلمان را باید کاملاً برچید تا جلوی تبدیل شدن دوباره این کشور به یک تهدید نظامی گرفته شود. اما این دیدگاه در اقلیت بود. تهدید روزافزون شوروی بر هرگونه اشتیاق به انتقام‌جویی از آلمان غلبه کرد و این نیاز احساس شد که با بیشترین سرعت ممکن این کشور ساخته شود. مشکل بزرگ این بود که آلمان پس از جنگ به چهار منطقه اشغال تقسیم شده بود که هر یک تحت کنترل کشورهای پیروز انگلستان، فرانسه، شوروی و آمریکا بود. هرگونه اقدامی نیازمند توافق بین چهار قدرت بود که کار بسیار دشواری به نظر می‌رسید و یکی از دلایل آن ناسازگاری و همراهی نکردن شوروی بود. در سال 1945 وینستون چرچیل از حزب محافظه‌کار انگلستان پست خود را به کلمنت اتلی از حزب کارگر واگذار کرد که به سرعت شروع به ملی کردن صنایع در انگلستان و اقتباس سایر سیاست‌های سوسیالیستی کرد. برخی از رهبران جدید انگلیس می‌خواستند ایده‌های سوسیالیستی در آلمان نیز پیاده شود. بنابراین اختلافات سیاسی، ایدئولوژیک و دیپلماتیک که در بین متحدان وجود داشت هرگونه اقدام در آلمان را متوقف می‌کرد و سیاست اقتصادی شبیه یک هواپیمای با خلبان اتوماتیک باقی ماند. چنین اوضاعی باعث شد که سیاست کنترل‌های اقتصادی از دوران نازی‌ها ادامه یابد، چون هیچ توافقی در این باره که چیزی باید جایگزین آنها شود وجود نداشت. در سال 1947، آمریکا و انگلستان تصمیم گرفتند مدیریت اجرایی مناطق تحت اشغال خود را تحت منطقه واحدی به نام بیزونیا در‌آورند. آقای ارهارد که یک اقتصاددان و بازرگان مورد احترام از ایالت باواریا آلمان بود به عنوان وزیر اقتصاد برگزیده شد. در سال 1948 انگلستان، فرانسه و آمریکا توافق کردند به اشغال آلمان خاتمه دهند و یک دولت مستقل آلمانی با یا بدون گنجاندن منطقه تحت اشغال شوروی تاسیس کنند. قرار شد مراحل تحویل قدرت در 15 ژوئن آن سال شروع شود و بنابراین برخورد جدیدی با شوروی به راه افتاد. به محض اینکه آلمان به حالت خودمختاری اقتصادی بازگشت، ارهارد خواهان انجام اصلاحات اقتصادی گسترده به ویژه در حوزه اصلاحات ارزی شد. به دلیل تورم بالا، پول آلمان عملاً بی‌ارزش شده بود و اقتصاد عمدتاً به شکل تهاتری و کالایی کار می‌کرد که به شدت ناکارا بوده و مانع شدیدی در برابر رشد صنایع بود. معرفی مارک جدید آلمان برای 20 ژوئن 1948 تعیین شد. به محض اینکه خبر اصلاحات ارزی به بیرون درز کرد، فروشگاه‌ها تعطیل شدند تا اثرات پول جدید را بتوان تعیین کرد. همزمان شوروی‌ها عرضه کالاها به برلین را، که تا عمق زیادی در منطقه تحت اشغال آنها بود اما مشترکاً توسط چهار قدرت اداره می‌شد، قطع کردند. قدرت‌های غربی با تحویل هوایی آذوقه و کالاها به شهر واکنش نشان دادند که شروع یک طرح مشهور به «پل هوایی» و یکی از هیجان‌انگیزترین رویدادها در تاریخ پس از جنگ جهانی دوم بود. یک بخش اساسی از برنامه ارهارد حذف کنترل قیمت‌ها بود که برای اجرای موثر اصلاحات ارزی بسیار ضروری بود. او برای هرگونه تغییر در سیاست کنترل قیمت‌ها، نیاز به کسب اجازه از متفقین داشت اما ارهارد نتیجه گرفت برای برچیدن این کنترل‌ها ظاهراً نیاز به رضایت آنها نیست. آن طور که وی در کتاب سال 1958 خود به نام «شکوفایی اقتصادی از مسیر رقابت» نوشت: «مقامات کنترلی انگلیس و آمریکا اکیداً قید کرده بودند که قبل از اینکه هر تغییر قیمت معینی بخواهد انجام گیرد باید رضایت آنها دریافت شود. ظاهراً
متفقین هرگز فکر نمی‌کردند این امکان باشد که کسی با این ایده بیاید که کنترل‌های قیمت را تغییر ندهد، بلکه خیلی راحت این کنترل‌ها را برچیده و ملغی کند.» ژنرال لوسیوس کلی، فرمانده آمریکا در آلمان، به خوبی آگاه بود که ارهارد می‌خواهد چه کار کند و می‌توانست جلوی او را بگیرد. اما مشاور اقتصادی شخصی ژنرال کلی که یک بازرگان آمریکایی به نام جوزف دوج بود، به او اصرار کرد این کار را نکند و ژنرال نیز هوشمندانه به این توصیه عمل کرد و چشم خود را به روی اقدامات ارهارد بست (دوج یک شخصیت فوق‌العاده مهم، اما کاملاً ناشناخته در سیاستگذاری اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم بود که نقش کلیدی در مشورت دادن به ژنرال داگلاس مک‌آرتور، فرمانده آمریکایی در ژاپن، برای اصلاح اقتصاد آن کشور نیز ایفا کرد). ارهارد اصلاحات بسیار دیگری از جمله کاهش 33درصدی نرخ مالیات را نیز به انجام رساند. در 26 ژوئن مقامات فرانسه، انگلستان و آمریکا به اقدامات ارهارد رضایت دادند. این قضیه باعث شد شوروی‌ها انزوا و محاصره برلین را تنگ‌تر کنند و بحران اقتصادی و سیاسی شدیدی به وجود آورند. پل هوایی متفقین به سرعت به کمک آمد. در 4 جولای آن سال، 36 هواپیمای آمریکایی و انگلیسی حدود سه هزار تن مواد غذایی را در تنها یک روز وارد شهر کردند که با توجه به امکانات محدود فرود و بلند شدن هواپیماها در برلین، دستاورد حیرت‌آوری بود. در ماه آگوست، کمونیست‌ها شروع به سازماندهی اعتراضات علیه ارهارد و اصلاحات او کردند، اما ژنرال کلی محکم پشت او ایستاد. خوشبختانه نشانه‌های ملموسی از بهبود و رونق اقتصادی شروع به آشکار شدن کرد. در ماه سپتامبر سهمیه‌بندی به طور کامل برداشته شد. در اکتبر نخستین محموله سیب‌زمینی وارد بازار شد و تولید نسبت به سال قبل از آن 60 درصد افزایش یافت. در ماه نوامبر کاملاً روشن شد که منطقه غربی آلمان از نظر اقتصادی شروع به جهش کرده است و منطقه شرقی را، که هنوز تحت کنترل شوروی بود، پشت سر گذاشته است. بر اساس یک مقاله که در نیویورک تایمز نوشته شد، تولید صنعتی «بسیار بهتر از حتی خوش‌بینانه‌ترین نظرات برنامه‌ریزان اقتصادی شد که هنگام به اجرا درآمدن اصلاحات ارزی در ذهن داشتند».  رشد اقتصادی قوی در غرب آلمان یک عامل مهم در تصمیم شوروی برای کنار گذاشتن محاصره برلین در 12 ماه می 1949 بود و پل هوایی نیز برداشته شد. پس از یک سال که از اصلاحات ارهارد گذشت، به این اصلاحات معمولاً به عنوان یک موفقیت کامل و تمام‌عیار نگریسته شد. سی سالزبرگر، خبرنگار نیویورک تایمز، در جولای 1949 با ارهارد مصاحبه کرد و او با افتخار به این واقعیت اشاره کرد که کیفیت کالاهای آلمانی شروع به افزایش کرده و قیمت‌ها در حال کاهش است و کیفیت زندگی بهبود یافته است. در 20 جولای سالزبرگر نوشت «آلمان قدرتمند شروع به بازگشت کرده است». اقتصاد آلمان با کمک طرح مارشال به گسترش خود ادامه داد و ارهارد به عنوان وزیر اقتصاد آلمان تا سال 1963 باقی ماند؛ زمانی که به عنوان دومین صدراعظم آلمان غربی انتخاب شد. او در سال 1977 از دنیا رفت. 
 

Share this post

Submit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

قیمت روزانه طلا و ارز

 

جدول قیمت روزانه ارز