یارب نظرتو برنگردد        برگشتن روزگار، سهل است

پیشرفت و موانع پیشرفت ایران : وبسایت شخصی محمدعلی اثنی عشری

  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم
  • کولبری و دستفروشی معضل نیست ! نیاز جامعه است. مدیریت کارآمد و ساماندهی میخواهد.
  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

    تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

دکتر روحانی میتواند:

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است.

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است

     اینجا کلیک کنید :خرید آب اشتغال بی دردسر روستائیان برای کشور

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است.

برای اولین بار: بازخوانی تاریخ شفاهی انقلاب فرهنگی - در شب انقلاب فرهنگی در خانه پشت سفارت چه گذشت؟

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . نوشته شده در مطالب ویژه

 

انقلاب فرهنگی آغاز می شود (بیست و نهم اردیبهشت سال 1359)

برای اولین بار: بازخوانی تاریخ شفاهی انقلاب فرهنگی
برای اولین بار: بازخوانی تاریخ شفاهی انقلاب فرهنگی - در شب انقلاب فرهنگی در خانه پشت سفارت چه گذشت؟

محمدعلی اثنی عشری 
عضو انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت در زمان انقلاب فرهنگی

مقدمه:

جناب علی ملیحی در شماره 25 ماهنامه سیاسی – فرهنگی «اندیشه پویا» به انتشار مطلبی تحت عنوان «بازخوانی تاریخ شفاهی انقلاب فرهنگی» پرداخته اند. ضمن تشکر از جناب ایشان و سایر عزیزان ازجمله آقای برات الله صمدی راد که صاحب امتیاز و مدیر مسئول هستند و همچنین جناب آقای رضا خجسته رحیمی سردبیر محترم و سایر کارکنان و دست اندرکاران در ماهنامه وزین و ارزشمند «اندیشه پویا» و قبل از انتشار مصاحبه اینجانب اشاره به چند نکته زیر ضروری به نظر می رسد:

الف) در این پرونده (بازخوانی تاریخ شفاهی انقلاب فرهنگی) افراد زیر نیز با مجله گفتگو داشته اند که گفته های دوستان هر کدام ارزش خاص خود را دارد. به شرح زیر:

1-  آقایان هاشم آقاجری – محمدرضا خلیلی خو و وحید سینایی از دانشگاه شهید بهشتی
-  آقایان علیرضا علی احمدی و اینجانب (محمدعلی اثنی عشری) از دانشگاه علم و صنعت
-  آقایان علی شکوری راد و علی مغاری از دانشگاه تهران
-  آقای احمد شیرزاد از دانشگاه صنعتی شریف

 2- تقریباً همه دوستان شرکت کننده در گفتگو با اصل موضوع یعنی انجام انقلاب فرهنگی  در دانشگاه ها موافق هستند، لکن در شیوه انجام کار بین دانشگاه های مختلف و تک تک افراد و دانشجویان در اواخر اردیبهشت سال 1359 اختلاف نظرهای جدی وجود دارد و این موضوع هم غیر طبیعی نیست، چراکه وقتی معمار و طراح کاری آنهم به بزرگی و انقلاب فرهنگی و گستردگی تمام دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور است می تواند به تعداد افراد و سلایق شیوه و روش کار، موردنظر باشد و این کاملاً طبیعی است.

 3-   آنچه را که بنده در گفتگو اظهار داشتم عین واقع و درک حقیر از مسئله انقلاب فرهنگی بوده است.

 4-  مطالب تکمیلی در این مورد در فرصت مناسب دیگری تنظیم و منتشر خواهد شد، لکن کلیات و اساس مطلب همان است که در متن گفتگوی اینجانب با ماهنامه «اندیشه پویا» آمده است.

 متن این گفتگو در فروردین ماه 1394 انجام و در نیمه دوم اردیبهشت منتشر شده که در زیر آمده است.

5 - نکته بسیار مهم اینکه مهندس میر حسین موسوی , سر دبیر وقت روزنامه جمهوری اسلامی , آنشب ( 29 - فروردین - 1358 ) تا نیمه شب , 3 یا چهار بار بمن در ساختان پشت سفارت آمریکا که محل شروع انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها بود , تلفن زد و مدام میپرسید ؟ چه کنم ؟ تیتر بزرگ سبز رنگی باعنوان

« انقلاب فرهنگی آغاز می شود»

آماده کرده ایم که ساعت 23.45 دقیق به ایشان گفتم , روز نامه را چاپ کنید ...به امید خدا:

6 - سئوالی که مدام و بیش از 30 سال است از ما میپرسند که چرا انقلاب فرهنگی و گرو گانگیری ؟

الف: شخصاً بااشغال سفارت موافق بودم اما با گروگانگیری نه ! کما اینکه در طرح اشغال هم قرار بود پس از ورود به سفارت و پخش اطلاعیه هایی که چنانچه اشتباه نکنم جناب محسن میردامادی می خوانند و اعلام مطالبات دانشجویان , کار به پایان برسد . اما نکته بسیار مهم اینست که چون دکنر ابراهیم یزدی که من خیلی احترام برای او قائل هستم حاضر نشد کاری را که دکتر حسین فاطمی در جریان ملی شدن صنعت نفت بکند , و مثل آن شهید عزیز , هزینه تصمیمش را بدهد !! ناگزیر حضرت امام ( ره ) وارد شدند و دانشجویان هم ماندگار و ملت هم پشتیبانی شبانه روزی و کامل بارها توضیح

داده ام که چنانچه دولت موقت و شخص وزیر خارجه و قت یعنی دکتر ابراهیم یزدی مثل دکتر حسین فاطمی به سفیر آمریکا تلفن میزد و میگفت : غلط یا درست , مردم - دانشجویان و امام ( ره) شمارا

نمی خواهند تا فلان مدت شما در ایران باشید . عملی درست و دیپلماتیک بود و از سفیرآمیریکا میخواست که مثلا ظرف 72 ساعت همراه با کارکنان سفارت , خاک ایران را ترک کنند , کار , بهتر انجام میشد!

ب: درخصوص تعطیلی دانشگاه و انقلاب فرهنگی هم بهمین گونه یعنی خدارحمت کند مرحوم دکتر حسن حبیبی , وزیر وقت علوم و آموزش عالی به روسای دانشگاهها دستور میداد که مثلا یک یا دو ترم , دانشگاهها را ببندند , دیگه لزومی نداشت دانشجویان , وارد عرصه شوند و ...

 ارادتمند – محمدعلی اثنی عشری

 با روزنامه جمهوری اسلامی هماهنگ بودیم

در شب انقلاب فرهنگی در خانه پشت سفارت چه گذشت؟
                    
*محمدعلی اثنی عشری*

عضو انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت در زمان انقلاب فرهنگی

1) هم نظر با دیگر اعضای انجمن اسلامی علم و صنعت هوادار تعطیلی موقت دانشگاه ها بودم. استدلال ما برای تعطیلی دانشگاه دو پایه داشت. اول این که مارکسیست ها و مجاهدین خلق دانشگاه را تبدیل به اتاق فرماندهی برای ایجاد آشوب و تجزیه کشور کرده اند، دوم این که کشور با کمبود نیروی اجرایی مواجه بود و می خواستیم دانشگاه را تعطیل کنیم تا برای شرکت  در جهاد سازندگی و نهضت سوادآموزی و کمک به اداره کشور به نهادهای مختلف برویم. ایده مان این بود که دانشگاه دو یا سه ترم تعطیل شود، هم بساط گروه ها مسلح مخالف انقلاب در دانشگاه ها جمع می شد و هم اصلاحات آموزشی در بعضی واحدهای درسی انجام می گرفت.
2)  اجرایی کردن و کلید زدن این طرح احتیاج به مشورت های اولیه داشت. سفری را به یاد دارم که به قم رفتیم و طرح تعطیلی موقت دانشگاه را با مرحوم منتظری مطرح کردیم و ایشان به رغم موافقت با حرکت ما نسبت به واکنش منفی شورای انقلاب و رئیس جمهور وقت «بنی صدر» هشدار داد. آقای منتظری گفت: بنی صدر و اکثریت شورای انقلاب با حرکت شما مخالفت می کنند و اعضای روحانی شورای انقلاب نیز در اقلیت قرار خواهند گرفت و ممکن است برای شما دردسرهای جدی درست بشود. او در ادامه اضافه کرد، البته اقدام شما را تأیید می کنیم. آیت الله مشکینی شدیداً با طرح تعطیلی دانشگاه مخالفت کرد و معتقد بود که مملکت اسلامی نیاز به پزشک، مهندس و معلم دارد و این کار به ضرر کشور خواهد بود. در تهران با اعضای روحانی شورای انقلاب هم دیدار کردیم. شهید باهنر دایی مجتبی ثمره هاشمی عضو انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت بود. از طریق او با شهید باهنر هم ملاقات کردیم و ایشان با اقدام دانشجویان موافق بود. آقای هاشمی رفسنجانی و شهید بهشتی هم نظر مشابهی داشتند. اما این سه عضو شورای انقلاب نیز درخصوص واکنش منفی بنی صدر و بسته بودن دستشان در شورای انقلاب ابراز نگرانی کردند.

3)  من دانشجوی ورودی سال 1356 دانشگاه علم و صنعت بودم و در کنار مجتبی ثمره هاشمی، علی احمدی، صادق واعظ زاده و فتح اله امی و ... در انجمن اسلامی این دانشگاه فعال بودم.

سال 58 دانشگاه علم و صنعت صحنه تقابل دانشجویان مسلمان و دانشجویان مارکسیست شده بود. جمعی از دانشجویان نشریه ای به نام جیغ و داد منتشر می کردند که با تبلیغات مارکسیستی مقابله می کرد. اگر چه اعضای انجمن اسلامی در انتشار جیغ و داد نقش آشکاری نداشتند اما یک بار در دیدار با شهید چمران، که معاونت امور نهادهای انقلاب را برعهده داشت، به درخواست بچه های مجله برای آن ها امکاناتی همچون دستگاه تایپ و کاغذ گرفته بودم. در میان استادان دانشگاه ابراهیم اسرافیلیان تقریباً تنها استادی بود که از دانشجویان مسلمان حمایت می کرد و سرسختانه مخالف گروه های چپ بود. او از دوستان نزدیک حسن آیت عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی بود و در حوادث سال 58-59 که به انقلاب فرهنگی منتهی شد، همراه و یار ما در انجمن اسلامی دانشگاه بود.

4)  شب بیست و هشتم فروردین 1359 جمع زیادی از نمایندگان انجمن اسلامی در خانه پشت سفارت آمریکا گردهم آمده بودند تا تصمیم نهایی برای اجرایی کردن طرح تعطیلی دانشگاه ها را بگیرند. من علی البدل محمود احمدی نژاد در شورای عمومی دفتر تحکیم بودم. آن شب آقای اسرافیلیان استاد ما  در دانشگاه علم و صنعت مرا با ماشین هیلمن شخصی خود به ستاد دفتر تحکیم رساند. وقتی به آن جا رسیدم غوغایی برپا بود. از میر فضل الله موسوی کوزه کنان نماینده دانشگاه تربیت معلم پرسیدم چه خبر است؟ گفت: ساعت هفت عصر علی خطایی نماینده دانشگاه ملی در دفتر تحکیم پیامی از بنی صدر رئیس جمهوری وقت به واسطه دکتر تقی زاده رئیس دانشگاه ملی و از دوستان صمیمی بنی صدر برای بچه ها آورده بود که اگر برای تعطیلی دانشگاه ها اقدامی کنید همه تان را در زمین چمن دانشگاه تهران دار خواهم زد. این پیام برخی از دانشجویان را از اجرایی کردن طرح منصرف کرده بود از جمله خود علی خطایی و همین طور محمود احمدی نژاد نماینده دانشگاه علم و صنعت. من و فضل الله موسوی کوزه کنان تصمیم گرفتیم حالا که کار به این جا کشیده طرح را عملیاتی کنیم. بدترین حالتش این بود که اعدام مان کنند. اما قرار بود شهید اعلام شویم. از جمع پنجاه نفر دانشجویان چیزی نزدیک به پانزده نفر باقی مانده بودند. برای این که نظر دانشجویان پیرو خط امام مستقر در سفارت آمریکا را داشته باشیم، به سفارت تلفن کردیم و خواستیم برای مشورت مهمی نمایندگان خود را به جمع ما بفرستند. ساعتی بعد رضا سیف الهی و حبیب بی طرف دانشجویان دانشگاه های صنعتی شریف و تهران به جمع ما آمدند. بحث تعطیل کردن دانشگاه را مطرح کردیم. رضا سیف الهی گفت این حرکت شما برخلاف خط امام است و امام نیز با این کار مخالف است. درگیری لفظی من و آقای موسوی کوزه کنان از یک طرف و رضا سیف الهی از سوی دیگر درگرفت. ما معتقد بودیم بچه های لانه از ترس بنی صدر و همچنین به دلیل این که خودشان در متن حرکت تعطیلی دانشگاه ها حضور ندارند، مخالفت می کنند. بعد از بحث هایی بی نتیجه  سیف الهی گفت دانشگاه شریف با این حرکت شما مخالف است و رو به آقای بی طرف پرسید: رأی دانشگاه تهران چیست؟ حبیب بی طرف گفت ما نیز مخالفیم. سیف الهی تأکید کرد حالا که دانشگاه های بزرگ با این حرکت مخالفند و اکثریت اعضای شورای مرکزی نیز حضور ندارند یا شما از کار خود منصرف شوید و یا اسمی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و دفتر تحکیم به میان نیاورید. با این حال عزم ما برای اجرای پروژه ای که چندین ماه توسط دانشجویان دفتر تحکیم پیگیری شده و برای آن ساعت ها مشورت و برنامه ریزی صورت گرفته بود، راسخ بود. حوالی ساعت سه بامداد تصمیم قطعی برای شروع عملیات تعطیلی دانشگاه گرفتیم. اول به روزنامه جمهوری اسلامی اطلاع دادیم زیرا سردبیر روزنامه از روز قبل منتظر بود که خبر آغاز حرکت دانشجویان برای تعطیلی دانشگاه ها را درتیتر یک پوشش دهد. بعد با آقای موسوی کوزه کنان درِ اتاق علی خطایی را که مسئول روابط عمومی تحکیم بود، شکستیم و دفترچه تلفن او را برداشتیم. ابتدا من با دانشگاه علم و صنعت تماس گرفتم و به دانشجویان که در دانشگاه آماده باش برای دریافت دستور از دفتر تحکیم بودند، تماس گرفتم. خیلی کوتاه گفتم کار را شروع کنید. بعد از من آقای موسوی کوزه کنان با انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم تماس گرفت و پیغام مشابهی داد و اضافه کرد دانشجویان علم و صنعت کار را شروع کرده اند. با دانشگاه های شهرهای مختلف از جمله شیراز، مشهد و گیلان نیز تماس های مشابهی برقرار کردیم. مطابق با نقشه قرار بود دانشجویان تحکیمی فردا صبح درِ ورودی دانشگاه را قفل و زنجیر کنند و از ورود دانشجویان و استادان و کارمندان جلوگیری نمایند. به این ترتیب دانشگاه ها تعطیل می شد.

رضا سیف  الهی به داشنگاه علم و صنعت آمد و با توپ پر گفت: دیدید چه کردید؟ حرکت شما بر خلاف خط امام است. اوضاع وخیم شده و یک نفر در دانشگاه تربیت معلم در درگیری کشته شده. جواب دادم: آقا رضا از کی شما مفسر نظرات اعلام نشده امام شده اید؟

محمدعلی اثنی عشری, انقلاب فرهنگی

 5)  در همان محل ستاد به خواب رفتم. اول صبح هر کسی به سمت دانشگاه خود رفت. من هم به دانشگاه علم و صنعت رفتم. دانشجویان انجمن اسلامی ساختمان ریاست دانشگاه را تصرف کرده بودند و گروه های چپی و مجاهدین خلق در ساختمان پانزده خرداد بودند. بعضی از دانشجویانی که عضو انجمن اسلامی و در عین حال کمیته های انقلاب بودند، با خود سلاح گرم داشتند. در دیگر دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی هم احتمالاً همین وضعیت حاکم بود. گروه های مخالف هم مسلح شده بودند. در دفتر انجمن اسلامی علم و صنعت یک کوکتل مولوتف انداخته شد اما به کسی آسیبی نرسید. غروب همین روز رضا سیف الهی به دانشگاه علم و صنعت آمد. مرا دید و با توپ پر گفت: دیدید چه کردید؟ حرکت شما بر خلاف خط امام است. اوضاع وخیم شده و یک نفر در دانشگاه تربیت معلم در درگیری کشته شده. جواب دادم: آقا رضا از کی شما مفسر نظرات اعلام نشده امام شده اید؟

6) درگیری ها 72 ساعت در دانشگاه علم و صنعت ادامه داشت. بعد از 72 ساعت بی خوابی و درگیری در جوی کنار دانشگاه افتاده و از هوش رفته بودم وقتی به هوش آمدم دیدم آقای اسرافیلیان بالای سرم ایستاده و به من آب قند می داد. آقای اسرافیلیان در حساس ترین لحظات پای کار بود و پشت دانشجویان را خالی نکرد. به آیت الله امامی کاشانی که رابط انجمن اسلامی ما و بیت امام بود تلفن کردم. با لحن تندی اعتراض کردم که چرا حمایتی از ما صورت نمی گیرد. گفتم که بچه ها زیر فشارند و اگر حمایت نشود دانشگاه از دست رفته است. همان جوابی را که حدس می زدم شنیدم. ایشان تأکید کرد که اکثریت غیر روحانی شورای انقلاب به خصوص رئیس این شورا بنی صدر با این حرکت مخالفند و سنگ اندازی می کنند. ساعتی بعد آقای امامی کاشانی به دانشگاه تلفن کرد. مرا خواست آقای اسرافیلیان مرا به مدرسه شهید مطهری رساند. آقای امامی کاشانی گفت به دانشگاه برگرد و رادیو را پشت بلندگو ساعت دو بعدازظهر سخنان مهم امام در حمایت از شما پخش خواهد شد و شورای انقلاب نیز از شما حمایت خواهد کرد. به دانشگاه بازگشتیم و منتظر اخبار ساعت دو شدیم. در این ساعت سخنان امام در حمایت از حرکت دانشجویان جهت انقلاب فرهنگی پخش شد و به دنبال این سخنان مردم برای حمایت از ما به دانشگاه هجوم آوردند. نیروهای مخالف قافیه را باختند. شورای انقلاب هم مصوبه ای صادر کرد و دانشگاه ها را از پانزدهم خرداد به بعد تعطیل اعلام کرد.
محمدعلی اثنی عشری - دفتر تحکیم وحدت - انقلاب فرهنگی دانشگهاههای ایران
7)  دانشگاه تعطیل شد و دانشجویان فعال در جریان انقلاب فرهنگی سه دسته شدند. یک عده همچون حسین رحیمی، صادق واعظ زاده و محمد رحمتی در ستاد اجرایی انقلاب فرهنگی ماندند. گروهی دیگر همچون احمدی نژاد و علی احمدی و ثمره هاشمی در دانشگاه ما دو دستی به دانشگاه چسبیدند. آن ها از ستاد انقلاب فرهنگی نامه و حکم گرفتند و کارشان بررسی پرونده استادان و دانشجویان بود. برخلاف طرح اولیه جذب جهاد سازندگی و نهضت سواد آموزی هم نشدند. گروه سومی هم بودند که سراغ کمیته های جذب نیرو رفتند. این کمیته ها در طرح اولیه تعطیلی دانشگاه پیش بینی شده بود. قرار بود دانشجویان، استادان و کارمندان متعهد، شناسایی و به نهادهای مختلف انقلابی معرفی کنیم. در این کمیته ها من مسئول بخش فرهنگی شدم و دانشجویان را برای آموزش عکاسی، کارگردانی و فیلمبردای به تل فیلم (سیما فیلم فعلی) بردم. بسیاری از این دانشجویان بعد از آموزش های مقدماتی جذب صدا و سیما، واحد مرکزی خبر، ستاد تبلیغاتی جنگ و خبرگزاری جمهوری اسلامی شدند.

انتشار: ماهنامه اندیشه پویا - شماره 25 - سال چهارم - صفحات 73-71

Share this post

Submit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

قیمت روزانه طلا و ارز

 

جدول قیمت روزانه ارز