یارب نظرتو برنگردد        برگشتن روزگار، سهل است

پیشرفت و موانع پیشرفت ایران : وبسایت شخصی محمدعلی اثنی عشری

  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم
  • کولبری و دستفروشی معضل نیست ! نیاز جامعه است. مدیریت کارآمد و ساماندهی میخواهد.
  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

    تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

دکتر روحانی میتواند:

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است.

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است

     اینجا کلیک کنید :خرید آب اشتغال بی دردسر روستائیان برای کشور

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است.

محمدعلی اثنی عشری : نظریه پرداز + مدیران عمل گرا و کارآمد، نیازی است که سالهاست مغفول مانده است - بخش دوم

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . نوشته شده در مطالب ویژه

محمدعلی اثنی عشری : نظریه پرداز + مدیران عمل گرا و کارآمد، نیازی است که سالهاست مغفول مانده است - بخش دوم

محمد علی اثنی عشری :

سفر اروپا

سال 1374 به چند کشور اروپائی ازجمله آلمان و ایتالیا سفری داشتم. دو کشوری که مدتها بود در آرزوی دیدنشان بودم، بخصوص آلمان که هنوز زمین و زمانش از درد و رنج جنگ های منطقه ای و جنگ جهانی دوم می نالید و احساس می کردم هر کجایش پا می گذارم، خونی هست که روی آن راه می روم. به همین علت در این کشور، اقامت بیشتری داشتم تا از شهرهای مختلف آن دیدن کنم. علی الخصوص که میدانستم هنوز بیش از 52 سال از پایان جنگ جهانی دوم نگذشته است (آذر ماه 1371 = نوامبر 1995).

هر انسان عاقل، باشرف، و با وجدان، با گوشت و پوست و استخوان خویش خواهد فهید که ظرف مدت 50 سال، کشوری با آنهمه و

یرانی – بی پولی و بدهی های مربوط به پرداخت های سنگین غرامت های جنگی، چگونه به چنان پیشرفت بهت آوری دست یابد که جزو کشورهای های تک دنیا، قرار گیرد!!.

ناگفته نماند از حدود 20 سال بعد از پایان جنگ، آثار جدی پیشرفت و توسعه در کشورهای مختلف و ازجمله ایران با آمدن محصولات شرکت هایی مثل زیمنس – بنز و ... آلمان، مشاهده شد. و این در حالی است که داشته های آلمان بعد از جنگ جهانی نسبت به کشورهایی مثل ایران در حد صفر بود (نه نفت – نه گاز – نه معدن و ...)!!.

نسل ما یعنی متولیدن دهه سی و چهل شمسی به خوبی به یاد دارند که محصولات کارخانجات تولیدی آلمان و کشورهای اروپائی که عمدتاً، آنها هم درگیر جنگ جهانی دوم بوده اند، را همان زمان مشاهده کردند. بسیار حیرت آور و قابل تأمل است که چگونه بعد از ویرانی های عظیم  جنگ و بیکاری و فقر و بدهی های غرامت جنگ برای کشورهای آلمان و ژاپن، ظرف حدود 20 سال، نه تنها نیازهای داخل کشورشان را تأمین  کردند، بلکه محصولات و کالاهای فراوانی را هم به دیگر کشورها صادر نمودند.

در زمان اقامتم، ساختمان ها – بزرگراه ها و کارخانجاتی که در آلمان و ایتالیا مشاهده کردم، مات و مبهوت شدم.

در ایتالیا از کارخانه ای بازدید کردم که در آن روزانه 5000 ماشین لباسشویی تولید می شد. آقای دکتر دیپائلو مدیر فروش وقت الکترولوکس به من  گفت که این کارخانه را پاپ افتتاح کرده است. و جالبتر اینکه مارک هایی مثل AEG – simens – Electrolux و ... را دیدم و پس از پرس و جو متوجه شدم که کارخانه برای هر شرکتی که ماشین لباسشویی تولید می کند در آخر خط تولید، که صد در صد اتوماتیک می باشد، برندهای مخصوص به آن کشور پانچ می شود که البته هر شرکتی برای خود، دارای آپشن های  متفاوتی در محصول خود می باشد.

پس از بازدید کامل از این کارخانه که واقع در شهر پوردنون ایتالیا بود، به رم برگشتم. شهری که روزگاری جولانگاه امثال موسیلینی و قداره بدستان اربابان کلیسا و مذهب کاتالویک بوده و تاریخ پر نشیب و فرازی را پشت سر گذاشته بود. در یکی از یکشنبه ها، به واتیکان مرکز شهر رم رفتم ومثل سایر افراد به همراه پاپ دعا کردیم. اقشار مختلف با گونه های متفاوت، اعم از سفید و سیاه و عرب و ترک و فیلیپینی و ... و هیچکس هم از دیگری نمی پرسید آیینت چیست و اینجا چه  می کنی فضای عجیبی بود و انسان با تمام وجود در این دو کشور (المان و ایتالیا) به معنای واقعی سکولاریزم را درک می کرد (جدایی دین و عقاید شخصی از سیاست های حاکم بر جامعه).

به طور مثال در کارخانه ای که توضیح دادم نه حراست داشت، نه گزینش غیر فنی، نه انجمن اسلامی که به دین و آیین آنها می شود انجمن مسیحیت کارگران کارخانه و نه پدر روحاانی و ... .

در آنجا فقط مهارت – دانش و تکنولوژی حرف اول و  اخر را می زند و بس!!

بعد از بازدید و دعا  در واتیکان به یکی از میادین مشهور شهر رم رفتم. از غروب چیزی نگذشته بود که جمعیتی حدودا بالغ بر دویست هزار نفر دیده می شد که آزادانه شادمانی می کردند و بدون ترس از اینکه کسی و یا کسانی مثل گشت ارشاد در ایران، مزاحمتی برایشان ایجاد کند. نه گشت نامحسوس و امر به معروف و نهی از منکر و نه ... و نه ... . نوشیدنی های متنوع می نوشیدند و پیتزایی و یا ساندویجی و ما هم که مسلمان بودیم از آنجا عبور می کردیم بدون اینکه تعرضی به ما بشود. جالب است که من در این سفر در فرودگاه، در هواپیما، در همان کارخانه مورد بازدید، نمازم را می خواندم نه تنها کسی کاری به کار من نداشت بلکه مورد احترام هم بودم.

پس از عبور از میدان اصلی شهر رم با خودرویی که دراختیار داشتم به مسیر خود ادامه دادم. در خیابانها   پلیس محلی، اتومبیل ها را متوقف نمی کرد که پرس و جو کند (گشت ارشاد و بسیج در ایران).

با وجود اینکه اتحادیه اروپا تازه شکل گرفته بود، به عنوان مثال، برای تردد از آلمان به ایتالیا و بالعکس نیازی به اخذ ویزا نبود و من به راحتی از آلمان به ایتالیا رفتم و بدون هیچ کنترل محسوس و یا واکاوی، از فرودگاه خارج شدم، در نهایت امنیت و آرامش خاطر.

البته توضیحات بعضاً اضافه ای را که دادم خواستم تا  مخاطبین و خوانندگان محترم، متوجه شوند که به قول شهید بهشتی «بهشت را به بها بدهند، به بهانه ندهند».

پیشرفت یک کشور با سلام و صلوات و وجود نهادها و سازمان های موازی و مخارج اضافی و خارج از شمول، دست نیافتنی است.

از همان سفر ایتالیا و کارخانه الکترولوس و دیدار با مدیر فروش آن خاطره ای تعریف میکنم که خالی از لطف نیست.

شب دوشنبه ای که به رم رسیدیم به هتلی رفتیم که از قبل رزو شده بود. صبح روز بعد حدود ساعت 8 خانم متین و با ظاهری بسیار ساده و بدون حتی اندک آرایشی از طرف کارخانه آمد و ما را با اتومبیل فیات معمولی به کارخانه برد. پس از راهنمایی به اتاق مدیر فروش که همان دکتر دیپائلو بود، همان خانم، دو فلاکس آب جوش و چای را روی میز گذاشت که حتی شیر و قهوه ای هم برای پذیرایی در کار نبود!! و پس از آن، محتوای  گفتگوی ما را می نوشت و سپس تایپ می کرد. پس از بازدید اولیه از کارخانه ای که روزانه پنج هزار ماشین لباسشویی تولید می کرد با مدیر فروشش به همراه همان خانم محترم که اینجا نقش راننده را ایفا می کرد به یک رستورانی در شهر پردنون رفتیم که در حین خوردن نهار به شوخی به آقای دیپائلو گفتم که این خانم امروز دست تنها، خیلی به زحمت افتادند و کار چند نفر را یک تنه انجام دادند که وی گفت: خیر، همه کارهایی که ایشان انجام دادند جزو وظایفشان است و واحد فروش شرکت الکترولوس دو پرسنل دارد من که مدیرش هستم و این خانم !! خلاصه هیچ دنگ و فنگی هم در کار نبود. مدیر و کارمند فروش کارخانه به این عظمت از ظاهری بسیار ساده و بی آلایش برخوردار بودند و برای من جای تعجب بود، ما که برای خرید کالای این شرکت، یک LC یک میلیون دلاری باز کرده بودیم و برای یک میلیون دلار بعدی در حال گفت و گو بودیم و مذکره می کردیم، هیچ تشریفاتی در کار نبود و خلاصه درآخر این خانم تا پایان سفر ما را در انجام امور مربوط به کارخانه همراهی کرد!!.

حالا تصور بفرمایید این وضعیت در شرکتها و سازمانها و کارخانجات ما چه تفاوتها و تشابهاتی با مورد فوق الذکر دارد!! آیا واقعا قابل مقایسه است. در یک واحد مثل واحد فروش یک  کارخانه،  کارکنان فراوانی با عناوین مختلف مشغول به کار می باشند. آبدارچی – تحصیلدار – تایپیست – منشی – رئیس دفتر – مشاور – معاون و ... و برای پذیرایی از یک هیئت خارجی که چه تشریفات و ادا و اصولی که در نمیارند.

مسلماً با این وضع مدیریتی بسیار ناکارآمد و ساز و کارهای نامناسب در سازمانها و نهادها و کارخانجات و ... هرگز نه تنها یک قدم به جلو نخواهیم رفت بلکه روز به روز ده قدم به عقب بر می گردیم که این خود یکی از عوامل و دلایل عمده عدم پیشرفت و توسعه کشورهای جهان سوم ازجمله ایران می باشد که اینگونه مدیریتها حتی به تعطیلی کشانده شدن بسیاری از کارخانجات با سابقه مثل کارخانه ارج – کفش ملی – پوشینه بافت و ... انجامیده است با هزاران کارگران.

در رژیم طاغوت، سیاست گذاری براین اساس بود که ایران به ایرانستان تبدیل نشود در واقع این عبارت، پیام به کشورهای دیگر ازجمله شوروی بود که قزاقستان و ارمنستان و ترکمنستان و ... که روزی از ایران گرفته شده دیگر به فکر آذربایجستان و ... نباشید.

نسل ما هم هرگز فکر نمی کردیم که پس از برداشته شدن سد عظیم ستم شاهی پهلوی، با مدیریت ناکارآمد حکمرانان و دولتمردان، قرار است ایران تبدیل به ویرانستان شود. متأسفانه خیلی ها براین باورند که ایرانی دیگر وجود ندارد و آنچه که هست، ویرانستان است !!!

در مقاله هایی تحت عناوین «مدیریت کارآمد بر منابع – نیازها و خواسته ها» در سایت پیشرفت ایران و «توقف ممنوع» در روزنامه جمهوری اسلامی، مطالب قابل تأمل و تعمقی از حقیر منتشر شده است.

ادامه دارد ... (سفر ژاپن و کره جنوبی)

محمد علی اثنی عشری / 21 دی ماه 1396

Share this post

Submit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

قیمت روزانه طلا و ارز

 

جدول قیمت روزانه ارز