یارب نظرتو برنگردد        برگشتن روزگار، سهل است

پیشرفت و موانع پیشرفت ایران : وبسایت شخصی محمدعلی اثنی عشری

  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم
  • کولبری و دستفروشی معضل نیست ! نیاز جامعه است. مدیریت کارآمد و ساماندهی میخواهد.
  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

    تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

دکتر روحانی میتواند:

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است.

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است

     اینجا کلیک کنید :خرید آب اشتغال بی دردسر روستائیان برای کشور

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است.

جواد شریفی : "پنجره های شکسته روحانیت"

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . نوشته شده در مطالب ویژه

نو اندیشی فقهی

چندی پیش به درخواست یکی از دوستان عزیز و ارجمندم یادداشتی درباره "حملات به روحانیت" نوشتم. قرار بود در یک نشریه دانشجویی منتشر شود که سردبیر صلاح ندید. چند روز بعد یکی از دوستانم که حق استادی نیز بر من دارد نوشته را به یک خبرگزاری فرستاد تا در آن جا منتشر شود اما سردبیر آن خبرگزاری نیز انتشار آن را به صلاح ندید.

مدت زیادی از آن هنگام گذشته و اکنون آن نوشته را به برکت تلگرام(اَدامَ الله ظلّه علی رئوس المسلمین) و البته با تعدیل لحن فراوان منتشر می کنم:

جواد شریفی

"پنجره های شکسته روحانیت"

ماجراهای اخیر حمله به روحانیت را مانند هر پدیده اجتماعی دیگر نمی توان تک بعدی توضیح داد. با این که بعضی رسانه ها تلاش داشتند با مطرح کردن اختلالات روانی و اختلافات خانوادگی، علت حمله به روحانیت را به ابعاد روانشناختی اش فرو کاهند اما بسیاری می دانند که تحلیل این پدیده بسیار پیچیده تر است. همین پیچیدگی باعث می شود نتوان یک تبیین خاص ارائه داد و آن را یگانه تبیین درست این پدیده دانست. نکته رهزن دیگر در تحلیل حمله های اخیر به روحانیت، یکسان انگاری همه موارد حمله است. حمله تهران با شیراز بسیار تفاوت دارند و اگر بپنداریم که هر دو را می توان یک گونه تبین کرد به خطا رفته ایم. 

در این نوشته گمانه هایی درباره علت و پیامد این پدیده مطرح شده است.

علت و زمینه حمله به روحانیت 

در یکی از تبیین های شاید درست از این پدیده، به مسئله خشونت توجه داده شده است. به اعتقاد برخی، ریشه بیشتر مشکلات اجتماعی ایران، خشونت است. خشونت ریشه دوانده در روان جامعه، زمینه ساز ناهنجاری هایی همچون طلاق، خشونت های خانگی، کودک آزاری، اعتیاد، نزاع های خیابانی و... می شود. در این تحلیل، حمله به روحانیت چندان عجیب نمی نمایاند. روحانیت هم به عنوان بخشی از جامعه که هم جامعه بر آنان اثر می گذارد و هم آنان بر جامعه؛ ممکن است قربانی خشونت شوند و یا حتی خود مرتکب خشونت هایی مجرمانه شوند. البته خشونت های مجرمانه روحانیت به علل گوناگونی محدود به سطوح خردی همچون خشونت علیه همسر و فرزند و یا نزاع خیابانی در پی تصادفات رانندگی و... می شود. در هر صورت تحلیل بر اساس خشونت اجتماعی، احتمالا با مورد شیراز تناسب بیشتری داشته باشد. فردی که روان نژند است در برابر یک روحانی که اختلافی احتمالا خانوادگی با وی داشته؛ اقدام به خشونتی خونین می کند. از این جهت حمله به روحانیت پدیده عجیبی نیست و  مواردی که روحانیت قربانی جرایم اجتماعی شود؛ همیشه وجود داشته اما در سال های اخیر، اتفاقات مربوط به روحانیت مانند خیلی اتفاقات دیگر در جامعه -که افراد و نهادهای بسیاری خواهان پوشیده ماندنشان هستند- به برکت شبکه های اجتماعی و رسانه های مردمیِ غیر حاکمیتی، بر آفتاب می شوند. 

ادامه

نو اندیشی فقهی]

تحلیل دیگر از حملات به روحانیت، کاملا سیاسی است و توجه چندانی به عامل روانی ندارد. این تحلیل تناسب بیشتری با مورد تهران دارد.

تحلیل اجمالا بدین قرار است: نابسامانی های اقتصادی فشار زیادی بر مردم وارد کرده و بسیاری از مردم، دولت و ای چه بسا حاکمیت را ناتوان در اداره کشور و مسئول وضع موجود قلمداد می کنند. این احساس و پندار مردم با شنیدن اخبار اختلاس و فیش های نجومی و دیگر مفاسد اقتصادی تشدید شده و وضع موجود را تحمل ناشدنی تر می کند. از سوی دیگر، حاکمیت سالیان دراز است که حوزه علمیه را بر سفره خود نشانده و روحانیت نیز در این سال ها به پشتیبانی همه جانبه از حاکمیت و توجیه مشکلات کشور پرداخته است. در مورد حمله تهران، فرد ضارب گفته که پس از ناامیدی از استیفای حق خودش تصمیم گرفته یک نفر که مقام و سمتی دارد را بکشد. در مترو یک روحانی را می بیند و با این گمان که او مقام و جایگاهی دارد به وی حمله می کند. از اظهارات وی و با توجه به این نکته که دیگرانِ بسیاری، ذهنیت هایی شبیه وی دارند؛ می توان دانست که بسیاری از مردم جامعه، میان خود و حکومت، مرز گذاشته اند و برای خودشان تقابل "ما" و "آن ها" را تعریف کرده اند؛ که "ما" با کشتن یکی از "آن ها" می توانیم پیام مان را به گوش شان برسانیم. نیز این اظهارات نشان می دهد که در ذهن بسیاری، روحانی بودن مساوی است با داشتن مقامی عالی در کشور و مقصر بودن در فساد موجود.  بخش عمده سرمایه اجتماعی روحانیت تا پیش ازانقلاب برای این بود که روحانیت پشتیبان مردم و صدای دادخواهی ایشان در برابر حکومت ها بود. اما تشکیل حکومت دینی و تغییر جبهه روحانیت از پشتیبانی مردم تا توجیه گری وضع موجود و تبدیل شدن به مسکن و مخدری برای رضایت به تداوم وضعیت موجود، سرمایه اجتماعی روحانیت را از بین برد. با در نظر گرفتن همه این مسائل حمله به روحانیت چندان خلاف انتظار نباید باشد.

پی آمد حمله به روحانیت:

نظریه "پنجره شکسته" در جرم شناسی در برداشتی آزاد بدین گونه است که: کافی است که در یک ساختمان که دارای ده ها پنجره است یک پنجره شکسته شده وجود داشته باشد و مدت زیادی بگذرد و کسی آن را تعمیر نکند؛ تا احتمال حمله افرادی که تمایل به تخریب اموال عمومی و فضای شهری دارند؛ به آن ساختمان و بلکه کل یک محله بیشتر شود. زیرا افرادی که تمایلات مجرمانه دارند این گونه احساس می کنند که نظارت و مراقبت در این ساختمان یا محله یا مجموعه ضعیف است و اگر اینان نیز مرتکب جرمی دیگر شوند احتمال پیگرد ضعیف تر خواهد بود.

از نظریه پنجره شکسته برای تحلیل زمینه و علت حمله به روحانیت می توان بهره جست بدین شکل که چه در مورد شیراز و چه در مورد تهران، فرد ضارب این گونه احساس می کرده که نظارت و پیگرد قانونی و اجتماعی کم است. این احتمال با مشاهده مجازات نشدن اختلاس گران، نجومی بگیران، کودک آزاران، اسیدپاشان و دیگر آتش به اختیاران در ذهن وی تشدید شده است و با خود این گونه پنداشته که اگر این روحانی را نیز به هر علتی مضروب کند می تواند قسر در برود.

اما این ها باز هم اساسا مربوط به تحلیل علل و زمینه ها بود اما در مورد پی آمد های حمله به روحانیت با در نظر گرفتن این نظریه می توان این گونه پنداشت و احتمال داد که: مردم چندسالی است که شاهد حملاتی به روحانیت هستند؛ روحانیت تا چندی پیشتر بخاطر انتسابش با دین و مذهب از چنان جایگاه اجتماعی ویژه ای نزد عموم جامعه برخوردار بود که کسی مگر این که در عالم خیال خود کتک خوردن یا بی احترامی به یک روحانی را می دید. اما با اتفاقات اخیر مردم فهمیده اند که پس یک روحانی را هم می شود زد! یک روحانی را هم می توان کشت! مضروب شدن و حتی قتل یک روحانی که در موارد بسیاری از سوی قوه قضائیه با برخورد و پیگرد مناسب همراه نبوده است؛ به مثابه یک پنجره شکسته عمل خواهد کرد و در دیگر افرادی که تمایلات مجرمانه دارند این وسوسه را ایجاد خواهد کرد که یک روحانی را قربانی خویش کنند.

 نو اندیشی فقهی]

پی آمد دیگر این حملات را می توان پررنگ شدن و تشدید شدن جریانات سکولار حوزوی دانست که می پندارند حاکمیت جمهوری اسلامی از حوزه های علمیه استفاده ابزاری برای مقاصد سیاسی خودش می کند. این جریان های حوزوی معتقدند که عزت و احترام روحانیت تا پیش از این که از بودجه های نفتی و حاکمیتی استرزاق کند؛ بیش از حالایش بود که دفاع و توجیه مشکلات حاکمیت را به عنوان وظیفه خود تعریف کرده است. تاریخ حوزه علمیه نشان می دهد که حوزه علمیه همواره بقای خودش را بر بسیاری چیزهای دیگر ترجیح می دهد و مسئله بقا برای حوزه های علمیه از مهم ترین اولویت هاست. از همین رو پیش بینی می شود که حوزه علمیه(دست کم بخش محدودی از آن) به مثابه ارگان زنده ای که با استفاده از تطابق پذیری خواهان بقای موجودیت خویش است؛ در آینده ای نزدیک شروع به مرزگذاری با حاکمیت کرده و دست کم برخی از افراد درون این مجموعه برای جدا کردن حساب حوزه از حاکمیت، همنوا با بخش زیادی از مردم معترض، پرچمدار مخالفت با حکومت شوند. نمونه هایی از این پرچمداران اعتراض به حاکمیت در سال های اخیر وجود داشته اند که برخی شان بخت دیده شدن در شبکه های اجتماعی را یافته اند و برخی شان نه. شاهد دیگر بر این گمانه، بعضی شخصیت های روحانی چه سیاسی و چه فرهنگی هستند که به واسطه موضع منتقدانه ای که نسبته به وضع موجود دارند؛ روز به روز از احترام اجتماعی بیشتری برخوردار می شوند و دست کم تصاویر و پست هایشان در فضای مجازی بیشتر لایک می خورد.

 

منبع نو اندیشی فقهی @foghaha

 

Share this post

Submit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

قیمت روزانه طلا و ارز

 

جدول قیمت روزانه ارز