یارب نظرتو برنگردد        برگشتن روزگار، سهل است

پیشرفت و موانع پیشرفت ایران : وبسایت شخصی محمدعلی اثنی عشری

  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم
  • کولبری و دستفروشی معضل نیست ! نیاز جامعه است. مدیریت کارآمد و ساماندهی میخواهد.
  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

    تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

دکتر روحانی میتواند:

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است.

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است

     اینجا کلیک کنید :خرید آب اشتغال بی دردسر روستائیان برای کشور

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است.

مصاحبه اختصاصي روزنامه جام جم با قائم مقام بنياد ملي نخبگان

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . نوشته شده در مطالب ویژه

این مصاحبه در تاریخ 6-6-1391 انجام شده و در وبسایت بنیاد ملی نخبگان نیز منتش شده است .

دكتر سهراب پور: لازمه بازگشت مغزها افزايش جذابيت هاست

‌اگر بپذيريم نخبگان، بهترين‌هاي كشور هستند بايد سعي كنيم تا جايي كه مي‌توانيم آنها را جذب و از مهاجرتشان جلوگيري كنيم. مطمئنا تشويق به ماندن آن هم در شرايطي كه دانشگاه‌هاي برتر جهان براي اين افراد فرش قرمز گسترده اند با ايجاد جاذبه و با نگاه مثبت ايجاد مي‌شود و به زور نمي‌توان كسي را در جايي نگه داشت. شايد اساس ايجاد بنياد ملي نخبگان هم ايجاد همين جاذبه‌ها و حمايت‌ها بوده است. بنيادي كه به اعتقاد مسئولانش تاكنون فعاليت‌هاي خوبي انجام داده و برنامه‌هاي حمايت و پشتيباني متنوعي اجرا كرده است. دكتر سهراب‌پور، قائم‌مقام بنياد ملي نخبگان كه از سال ۷۶ تا زمان انتخابش به عنوان قائم مقام بنياد ملي نخبگان، رياست دانشگاه صنعتي شريف را به عهده داشته، سال‌ها از نزديك با نخبگان در ارتباط بوده و نيازها و مشكلات آنها را لمس كرده است. شايد همين موضوع هم باعث شده تا هر كسي را نخبه نداند و معتقد باشد بسياري از افرادي كه نخبه ناميده‌شده‌اند تنها استعداد برتر محسوب مي‌شوند.

وضعيت موجود نخبگان، حمايت‌هايي كه در قالب تسهيلات به آنها داده مي‌شود، دلايل اصلي مهاجرت نخبگان و راهكارهايي براي جذب آنها سوالاتي بود كه دكتر سهراب‌پور در گفت‌وگو با «جام‌جم» به آنها پاسخ داد.

 

اين روزها خيلي‌ها خودشان را نخبه مي‌دانند. شما به عنوان كسي كه ده‌ها سال از نزديك با نخبگان در ارتباط بوديد ملاك واقعي نخبه بودن را درچه مي‌دانيد؟

اگرچه اسم بنياد، بنياد نخبگان است، اما ما از كلمه نخبه خوشمان نمي‌آيد چون همان طور كه شما هم اشاره كرديد نخبه كسي نيست كه مدال مي‌گيرد، نفر برتر كنكور مي‌شود يا اختراع مي‌كند، اينها را ما استعداد برتر مي‌دانيم. نخبه كسي است كه پتانسيل‌هاي علمي‌اش از بالقوه به بالفعل رسيده و در مملكت تاثيرگذار است. در گروه‌هايي كه تحت پوشش ما هستند به عنوان مثال سال گذشته از 40 نفر از استادان تقدير كرديم و جايزه علامه طباطبايي را به آنها داديم. اين افراد را كه شخصيت‌هاي بين‌المللي هستند مي‌توانيم نخبه بناميم. ما دوست داريم اين قشر را نخبه اطلاق كنيم، اما متاسفانه در حال حاضر واژه نخبه مصطلح شده و به عنوان مثال، دانشجويي كه برتر است نخبه شناخته مي‌شود كه البته اين موضوع اثرات مخربي دارد، چون جوان در اين شرايط خودش را علامه دهر فرض مي‌كند. به هر حال اين لغت براي بسياري از افراد به اشتباه جا افتاده است. ما هم ضوابط خاصي داريم كه براساس آنها افراد زير پوشش بنياد قرار مي‌گيرند. اما شركت‌هاي خصوصي هستند كه افراد را به ازاي دريافت پول به مسابقات اختراعات كشورهاي مختلف مي‌فرستند.اين افراد كه بعضا مدال‌هايي دريافت مي‌كنند بعد از برگشت توقعشان بسيار بالا مي‌رود و مثلا انتظار دارند مانند برندگان المپيك مسئولان به استقبالشان بروند.

البته بارها اعلام شده وزارت علوم و شما چنين مسابقاتي را قبول نداريد.

بله، اگر كسي اختراع و ابتكاري دارد مي‌تواند در انواع جشنواره‌هاي استاني، منطقه‌اي و ملي شركت كند. بخش خصوصي براي درآمد به تبليغ جهت اعزام مخترعان به جشنواره‌هاي اينچنيني اقدام مي‌كند و افرادي هم از اين طريق وارد مي‌شوند. اما ما ضوابط داريم. البته ضوابط ما هم خيلي ايده‌آل نيست و به ضوابط موجود انتقاد داريم، ان‌شاءالله بايد در آنها تجديدنظر كنيم. مسئول قبلي بنياد يك سري مصوباتي تدوين كرد كه در شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب شد و فعلا ما از آنها استفاده مي‌كنيم. اين مصوبات در زمان خودشان خوب بوده و فعلا مبناي ما از نخبگان همان‌هايي است كه در اين مصوبات آمده است اما ما به آنها انتقاد داريم. مثلا يك نفر كه رتبه 99 كنكور را كسب كرد در واقع فقط در يك امتحان خيلي خوب عمل كرده و ما نبايد به طور دائمي با او به عنوان يك نخبه رفتار كنيم. اين فرد بايد در عمل هم قابليت‌هاي خودش را نشان دهد. بنابراين به احتمال زياد در آيين‌نامه‌هاي آينده از بين افرادي كه نفرات برتر كنكور هستند كساني تحت پوشش بنياد قرار مي‌گيرند كه مثلا ساعات مشخصي طي هفته در آزمايشگاه دانشگاه‌ها فعاليت داشته باشند. البته ما همين الان هم شرط پويايي براي اين افراد داريم كه براساس آن معدل آنها در دانشگاه نبايد زير 17 باشد اما علاوه بر آن، در عمل هم اين افراد بايد كار مثبتي براي كشور كنند. اگر اين افراد دائم درگير باشند براي خودشان هم بهتر است. به هر حال ما يك سري قوانين و آيين‌نامه‌ داريم كه بر اساس آنها عمل مي‌كنيم و افراد متنوعي را تحت پوشش داريم. تقريبا حدود 11 هزار نفر زير پوشش ما هستند كه هر سال هم اضافه مي‌شوند. با توجه به مقررات جديد كه مثلا از كنكور در رشته رياضي‌فيزيك صد نفر برتر به 150 نفر و در رشته تجربي 50 نفر به صد نفر ارتقا پيدا كرده است هر سال فقط 290 نفر از كنكور به اعضاي ما اضافه مي‌شود. حدود پنجا شصت نفر هم از المپياد اضافه مي‌شوند و...


 

به هر حال اكنون اين افراد از نظر بنياد شما نخبه قلمداد مي‌شوند، در حالي كه شما تنها به عنوان افراد داراي استعداد برتر به آنها نگاه مي‌كنيد و چون فكر مي‌كنند شما به وعده‌تان عمل نكرده‌ايد، راه خروج از كشور را در پيش مي‌گيرند. شما در مقايسه با دنيا چه جاذبه‌هايي براي ماندن اين افراد تدارك ديده‌ايد؟

ما هم بايد جاذبه‌هايي ايجاد كنيم در غير اين صورت باعث مي‌شود افراد، كشور را ترك كنند. البته خروج نخبگان هيچ وقت به صفر نمي‌رسد و البته نبايد هم برسد و منطقي هم نيست. بالاخره يك عده دوست دارند از كشور بروند يا بعد از اتمام تحصيلات هم دوست دارند آنجا بمانند. اين است كه ما نمي‌توانيم ممانعت كنيم، اما اگر بتوانيم جاذبه‌هايي داشته باشيم بي‌تاثير نخواهد بود و آمارها هم همين را نشان مي‌دهد كه اين جاذبه‌ها موثر بوده و خروج خيلي كمتر شده است.

مهاجرت عوامل زيادي دارد. به هر حال ما ابتدا اين موضوع را مهاجرت قلمداد نمي‌كنيم و ادامه تحصيل در كشوري ديگر مي‌دانيم كه اتفاقا مثبت است. خود ما كه در دانشگاه‌هاي مهم دنيا تحصيل كرده‌ايم مي‌دانيم اين بخش كار منفي نيست ولي بعد از اتمام تحصيل و كارهاي تحقيقاتي تصميم به مهاجرت، به امكانات موجود در كشور و از همه مهم‌تر به طرز تفكر خود شخص راجع به كشورش بستگی دارد. آمار و تجربه شخصي من نشان مي‌دهد علاقه و عاطفه به آب و خاك و سرزمين مادري نسل‌هاي جديد نسبت به گذشته كاهش پيدا كرده است كه اين موضوع بيشتر به تربيت افراد از كودكي و از آن مهم‌تر به آموزش و پرورش برمي‌گردد. بالاخره آموزش و پرورش 12 سال با بچه‌ها كار مي‌كند تا آنها را به دانشگاه تحويل دهد. من هميشه به دانشجويان خودم مي‌گويم متوسط شما نسبت به متوسط دانشجويان 20ـ15 سال پيش خيلي عوض شده‌ است. هر چقدر اطلاعات كامپيوتري دانشجويان امروزي بيشتر شده علاقه‌شان به آب و خاك و سرزمين مادري كمتر و به طور متوسط ضعيف‌تر شده است.

شايد براي همين است كه بيشتر بحث فرار مغزها مطرح مي‌شود تا واژه مهاجرت براي ادامه تحصيل.

بله، لغت محترمانه‌اش مهاجرت نخبگان است و واژه‌هاي ديگري مثل فرار مغزها را هم داريم. به هر حال همه ابتدا براي ادامه تحصيل مي‌روند بخصوص دانشگاه‌هاي بسيار معتبر دنيا هستند كه امكاناتشان از دانشگاه‌هاي ما بسيار بيشتر است. ولي اين‌كه چند درصد از اينها برگردند خودم كه در دانشگاه دقت مي‌كردم مي‌ديدم افرادي كه برمي‌گردند بيشتر انگيزه‌هاي شخصي و خانوادگي دارند وگرنه اگر بخواهيم امكانات را در كفه ترازو بگذاريم مطمئنا امكانات آنها بهتر است. خوشبختانه افراد خيلي نخبه‌اي را توانستيم جذب كنيم، مثلا در دانشگاه شريف كه از نزديك تجربه دارم تقريبا 15 تا 20 مدال بين‌المللي طلاي المپياد داريم كه بعد از ادامه تحصيل به كسوت استادي اين دانشگاه درآمده‌اند.

نخبگان تحت پوشش ما طيف وسيعي هستند كه اكثريت آنها در حال حاضر دانشجو يا نفرات برتر كنكور المپيادي‌ها و شاگرد اول‌هاي دانشگاه هستند، اما تعداد كمي هم در اقشار ديگر داريم. به عنوان مثال براساس آيين‌نامه‌هاي ما برگزيدگان مسابقات ملي و بين‌المللي مهارت يا برگزيدگان آزمون امتحان جامع پزشكي، دندانپزشكي، داروسازي و مخترعان هم جزو اين نخبگان محسوب مي‌شوند كه البته همه تسهيلات ما را نمي‌گيرند. اختراعاتي كه سيستم داوري‌ ما قبول كند در سه سطح قرار مي‌گيرند و از تسهيلات استفاده مي‌كنند. بيشتر اين اختراعات سطح سه هستند و پتانسيل تجاري‌سازي دارند و از لحاظ علمي مورد تائيد هستند تا اختراعشان تكميل شود. افرادي كه اختراعاتشان را تجاري‌سازي كرده‌اند سطح دو هستند كه امكانات بيشتر دريافت مي‌كنند، سطح يك كه محدودند كساني هستند كه تجاري‌سازي كرده‌اند و در صادرات هم موفق بوده‌اند. بنابراين افرادي كه در اختراع زير پوشش ما قرار مي‌گيرند به سه صورت تسهيلات دريافت مي‌كنند وبراي معافيت سربازي كمكشان مي‌كنيم.

براي دانشجويان دريافت كمك هزينه ماهانه، هزينه حضور در كنفرانس‌ها، حج عمره، بازديد از پروژه‌هاي عمراني كشور، اردوهاي جهادي، اردوي راهيان نور و تسهيلات مختلف ديگر در نظر گرفته شده است.


 

آيا فكر مي‌كنيد واقعا اين تسهيلات انگيزه ماندگاري نخبگان در كشور است، بخصوص اين‌كه كشورهاي توسعه‌يافته آنقدر جذب نيرو و زيرساخت‌هاي خوبي دارند كه 80 درصد از نخبگان بعد از فارغ التحصيلي به كشورشان برمي‌گردند.

ما در آن حد نيستيم، اما اثرات كارهايمان را در آمارها ديده‌ايم كه خروج كمتر شده است. خيلي از بهترين متخصصان ما خارج از كشور تحصيل كرده‌اند. تسهيلات يك قسمت قضيه است، اما بخش مهم‌تر جذب اين افراد است. اگر كسي دكتري گرفته و نخبه است معمولا مي‌خواهد استاد دانشگاه و هيات علمي شود، بنابراين ما تلاش مي‌كنيم اين خوب‌ها را در دانشگاه‌ها جذب كنيم و خيلي اين روزها با وزارت علوم مذاكره مي‌كنيم و قاعدتا دانشگاه‌ها بايد از جذب اين افراد برجسته خوشحال باشند. براي سرعت دهي استخدام آنها كه دكتري دارند در كميته‌هاي جذب كارهايي انجام شده است. آنها كه استخدام مي‌شوند به عنوان استاديار جوان 20 ميليون تومان بودجه پژوهشي دريافت مي‌كنند تا پژوهش‌هايشان را آغاز كنند. اگر كسي دكتري گرفته فعلا هنوز قطعي استخدام نشده و مي‌تواند به عنوان پسادكتري براي استادان كارهاي تحقيقاتي انجام دهد كه براي سابقه كارش بسيار خوب است. ما تا دو سال حقوق استاديار پايه يك به آنها مي‌دهيم.از طرف ديگر اگر افرادي كارشناسي ارشد و كارشناسي گرفته‌اند و نمي‌خواهند ادامه دهند از نظر ما ايده‌آل اين است كه آنها در شركت‌هاي دانش‌بنيان مشغول شوند. همان طور كه معاونت علم و فناوري، شركت‌هاي دانش‌بنيان را در اين زمينه تشويق مي‌كند و كارهاي خوبي در پارك فناوري و مراكز رشد انجام مي‌شود. يك استعداد برتر بهترين جايش در همين شركت‌هاست. ما سال اول 80 درصد و سال دوم 60 درصد حقوق اين افراد را براي جذب به شركت‌ها مي‌دهيم تا با فعاليت‌ها و تحقيقاتشان پس از دو سال جا بيفتند. تغييراتي هم در قوانين استخدام كشوري داديم كه تصويب هم شد، البته دولت كم استخدام مي‌كند، اما براي همين استخدام‌ها هم كساني كه زير پوشش ما هستند از آگهي روزنامه و مصاحبه معاف هستند. يك پايه هم بالاتر از بقيه استخدام مي‌شوند. اين هم براي افرادي كه ادامه تحصيل نمي‌دهند و مي‌خواهند در مراكز دولتي استخدام شوند.

كشورهاي ديگري كه با قضيه مهاجرت نخبگان مواجه بوده‌اند همچون چين و هند، برنامه‌هاي خاصي براي برگشت اين نخبگان در نظر گرفته‌اند. به عنوان مثال در طرح يكهزار نخبه چيني، 146 هزار دلار براي هزينه اسكان به اضافه هزينه تحقيقاتي و استخدامي و... براي جذب نخبگان چيني و تشويقي آنها براي بازگشت به كشورشان در نظر گرفته است و اما در نهايت در اين طرح‌ها با مشكلاتي مواجه شده‌اند. بنابراين در برابر آنها ما هيچ كاري نكرده‌ايم.

البته ما فرقي با كشورهايي مثل چين و هند داريم و در واقع در رقابت‌هاي بين‌المللي در شرايط خاصي قرار گرفته‌ايم. آنها خيلي راحت شركتي را كه شعبه‌اش در آمريكاست، تاسيس مي‌كنند و براحتي ارتباط دارند. ما در شرايطي هستيم كه چنين امكاني نداريم. اين كار را سخت‌تر مي‌كند.

پس كار براي ما خيلي سخت‌تر است. بخصوص اين كه تسهيلات زياد براي نخبگان در اين كشورها باعث شده تا استادان ديگر در مقام مقايسه اعتراض كنند.اين موضوع شايد در كشور ما هم با وجود تسهيلاتي كه اشاره كرديد، براي اساتيد نخبه در نظر گرفته شده پيش بيايد.

البته هم چين و هم هند خيلي اختلاف زياد با كشورهاي پيشرفته دارند اما اينجا وضع خيلي بهتر است. كسي كه مي‌خواهد برگردد مي‌داند كه از يك حداقل امكاناتي برخوردار خواهد بود. نمي‌گويم كارهاي زيادي بوده اما موثر بوده است. نسبت به امكانات داخل ما وام 80 ميليون توماني با بهره كم به اين افراد مي‌دهيم. درست است كه با اين مبلغ نمي‌توان خانه خريد اما در حال حاضر هيچ كجا وامي با اين مقدار نمي‌دهند. راحت رفتن به كنفرانس‌ها از ديگر مزيت‌هاي اين افراد است اين درحالي است كه استادان دانشگاه به اين راحتي نمي‌توانند براي اين گونه سفرها اقدام كنند و هزينه محدودي در اختيارشان قرار مي‌گيرد. در ضمن آيين‌نامه‌اي را تهيه و در كميته هيات امنايمان براي ارتباط با نخبگان خارج از كشور تصويب كرده‌ايم. البته اين ارتباط خيلي هم ساده نيست. بيشتر نخبگان ما آمريكا و كانادا هستند. از طرف ديگر فارغ‌التحصيلان در حال حاضر يا استادان دانشگاه بوده يا در شركت‌هاي معتبر مشغول به كار هستند. در حال حاضر حالت خاصي داريم و ارتباط ما با اينها مشكل‌ است. ما اين نخبگان را دعوت مي‌كنيم تا در دانشگاه‌هايمان سخنراني كنند، كارگاه‌هاي آموزشي بگذارند و برگردند. اين كار باعث مي‌شود اوضاع و احوال و واقعيت‌هاي كشور را از نزديك ببينند و در نهايت تصميم بگيرند ارتباطات بيشتري با كشور داشته باشند چون آنجا تحت بمباران تبليغاتي هستند و اطلاعاتشان كاملا تحريف شده است. اين هم درباره خارجي‌ها و هم درباره ايرانيان خارج از كشور صادق است.

به عنوان مثال پروفسور پيتر آگر، برنده جايزه نوبل كه بتازگي با دعوت بنياد به ايران سفر كرده است، اصلا فكر نمي‌كرد ايران اين‌جوري باشد. احساس مي‌كرد كشور ما ناامن است و مردم بد و عبوسي دارد در حالي كه بعد از آمدن ديد كه اوضاع كاملا برعكس است.همين موضوع باعث شد عضو هيات علمي شريف و دانشگاه علوم پزشكي تهران شود و همچنين عضويت هيات تحريريه مجله سانتيا ايرانيكا را بپذيرد. فراموش نكنيم كه اگر ما در رزومه خودمان بگذاريم كه يك برنده نوبل به ايران آمده خيلي مهم نيست. مگر رزومه‌ ما را چند نفر مي‌خوانند؟ اما اين فرد اگر در CV خودش ذكر كند كه من به ايران و دانشگاه شريف رفتم همه دنيا مي‌خوانند و از اين موضوع مطلع مي‌شوند. يكي از دلايلي كه دانشگاه شريف را در همه دنيا مي‌شناسند اين است كه پنج برنده نوبل را به اين دانشگاه دعوت كرديم و به يكي از آنها دكتري افتخاري داديم. ما اميدواريم و البته هنوز شروع نكرده‌ايم كه بتوانيم ارتباط مستمر با اين افراد داشته باشيم تا با كشور و مراكز تحقيقاتي و آموزشي‌مان آشنا شوند. حضور آنها در كشور فوايد زيادي دارد. تصمیم داريم در ادامه يك تعداد از روساي دانشگاه‌هاي مهم دنيا را دعوت كنيم. قبلا در شريف اين كار را انجام داديم. اين افراد بعد از بازگشت مصاحبه‌هاي بسيار مثبتي درباره ايران انجام دادند. به همين دليل هم اگر بتوانيم روساي دانشگاه‌هاي معروفي كه ايرانيان بيشتر در آنها هستند را دعوت كنيم خيلي خوب است. به هر حال اينها آدم‌هاي آكادميك هستند. ممكن است حكومتشان با ما درگير باشد، اما از آنجا كه در كشورشان به آنها احترام مي‌گذارند نمي‌گويند چرا رفتي ايران و كسي نمي‌تواند نگذارد كه آنها نظرات مثبتشان را عنوان كنند. به اين ترتيب مي‌توانيم كاري كنيم كه بتوانيم رابطه‌مان را با استادان ايراني كه در اين دانشگاه‌ها مشغول هستند بهتر كنيم. همين آقاي نيورايتر كه به همراه پروفسور آگر به ايران آمد، مسوول ديپلماسي علمي فرهنگستان علوم آمريكاست و ما همه افرادي را كه دعوت مي‌كنيم از طريق اين فرهنگستان است.


 

چند سال پيش گفته بوديد 32 نفر از بزرگان علمي خارج از كشور را با دانشگاه شريف مرتبط كرده‌ايد و همانجا هم تاكيد كرده بوديد اگر بودجه داشته باشيد مي‌توانيد هزار نفر از اين افراد را به مراكز تحقيقاتي كشور مرتبط ‌كنيد.

بودجه بنياد خيلي زياد نيست. بعضي‌ها فكر مي‌كنند ما با معاونت علم و فناوري يكي هستيم. معاونت بودجه‌هاي زياد دارد چون طرح‌هاي بزرگي دارد. اما بنياد جايي نسبتا كوچك و بودجه‌هايش هم متناسب با خودش است.

ما به آينده اميدواريم. طرحي را در آموزش و پرورش به نام طرح شهاب شروع كرده‌ايم كه براساس آن استعداديابي از دبستان تا دبيرستان انجام مي‌شود. از اين ماه آموزش معلمان و مربيان اين مدارس آغاز شده و اميدواريم از مهرماه امسال در مدارس منتخب شش استان پياده شود. يك زماني در آينده بالاخره اين موضوع در آموزش و پرورش كشور پخش شده و طرح عظيمي مي‌شود كه بودجه‌هاي آن را ديگر بنياد نمي‌تواند بپردازد و خود آموزش و پرورش بايد اين طرح را ادامه دهد.

در حال حاضر نه اين كه ما به دانشگاه‌هاي نخبه‌پرور كمك نمي‌كنيم اما كمك‌ها زياد نيست ما متناسب با تعداد استعدادهاي برتري كه در دانشگاه‌ها هستند به اين دانشگاه‌ها كمك مالي مي‌كنيم كه زياد هم نيست. اين چيزي نيست براي كارهاي بزرگ.

خوب است كه براي آيندگان برنامه‌ريزي مي‌شود اما منظور من به بخشي از نخبگان و بزرگان علمي ايران بود كه عده‌اي را موفق شده‌ايد جذب كنيد. به هر حال الان كه امكان بيشتري داريد مي‌توانيد افراد بيشتري را به اين ترتيب با كشور مرتبط كنيد.

ما مي‌گوييم و خيلي هم پيگيري مي‌كنيم، اميدوارم نتيجه داشته باشد. به عنوان مثال چند سالي است كه به دانشگاه‌هاي برتر بودجه تجهيزاتي و آزمايشگاهي مي‌دهند. همين عامل مي‌تواند به خروج نخبگان منجر شود. امسال شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب كرد 200 ميليارد تومان براي دانشگاه‌هاي برتر در اختيار بنياد باشد، البته اين موضوع الان روي كاغذ است و اميدواريم عملي شود. از طرف ديگر در حال حاضر جذب دانشجو در رشته‌هاي مختلف بيشتر از نياز ماست. ما به شرطي مي‌توانيم دانشجوي بيشتري جذب كنيم كه مراكز و پژوهشگاه‌هايي در جوار صنعت داشته باشيم كه خود صنعت هزينه آن را بدهد، خودش هم در هيات امنا باشد اما مديريت علمي‌اش با دانشگاه باشد چون اين دانشگاه است كه با جوي كه دارد مي‌تواند آنها را جذب كند. در اين صورت بيشتر هم جذب مي‌كند.

به نظر شما آيا مراكز رشد و پارك‌هاي علم و فناوري در حال حاضر چنين امكاني را ندارند؟

مراكز رشد و پارك‌هاي فناوري شركت هستند. البته ما اساتيد را تشويق مي‌كنيم با كمك فارغ‌التحصيلاني كه صاحب ايده هستند در مراكز رشد تشكيل شركت بدهند. سه سال هم حمايتشان مي‌كنيم. اما براي اين مراكز هم جا كم داريم. مثلا دانشگاه شريف با اين همه ابهت 40 ـ 30 شركت در مركز رشد دارد در حالي كه اگر امكانات داشتيم مي‌توانستيم 500 شركت داشته باشيم. چهار تا از اين شركت‌ها فروش بالاي يك ميليارد تومان دارند و يكي از آنها در مرحله صادرات است. اين براي يك شركت نوپا موفقيت بزرگي است.

در مقابل صنايع سنتي موجود كه سال‌هاست به شيوه‌هاي قديمي توليد مي‌كند و شديدا وابسته به خارج است و نوآوري و صادرات در آنها بسيار كم است، شركت‌هاي نوپاي دانش‌بنيان به قول معروف روي مسائل علمي كار مي‌كنند و براحتي مي‌توانند وارد بازارهاي دنيا شوند. در همين پارك علم و فناوري پرديس ما شركتي داريم كه لوازم پزشكي به اروپا صادر مي‌كند و شركتي داريم كه فرستنده ديجيتال مي‌سازد و كارهاي خوبي انجام مي‌دهد كه اگر حمايت شود شاهد تحولات بيشتري هستيم. قديم كه در دانشگاه شيراز بودم يك استادي كه شركتي تاسيس كرده بود در آستانه اخراج قرار گرفت. همين استاد بعدها در ناسا مشغول شد. اما حالا برعكس ما از اساتيد خواهش مي‌كنيم كه شركت دانش‌بنيان تاسيس كنند و كمكشان هم مي‌كنيم. الان فناوري مهم شده در حالي كه قبلا فقط مقاله بود و تحقيقات. الان تمام دانشگاه‌هاي دنيا به اين سمت مي‌رود.

در نهايت چقدر به اين حمايت‌ها اميدوار هستيد؟

در آن زمان وظيفه دانشگاه اين بود كه كارمند براي دولت تربيت كند، اما الان دولت اشباع شده و گاهي تعدادي را استخدام مي‌كند. تنها راه در حال حاضر بخش خصوصي است. بخش خصوصي هم اين صنايع سنتي كه هيچ خروجي مهمي ندارند نيست. به همين دليل هم شركت‌‌هاي دانش‌بنيان كه بسيار هم قديمي هستند را به هر قيمتي بايد حمايت كرد.

شايد براي اين كار بايد صنعت پا جلو بگذارد.

بهتر است در اين زمينه من چيزي نگويم كه باعث گله‌ نشود. فقط به دانشجويان خودم هم توصيه مي‌كنم اگر فردا وارد يك بخش از صنعت شديد مثل آنها نشويد.

آقاي دكتر از جمله برنامه‌هاي اصلي كه براي بهبود وضعيت نخبگان در نظر گرفته شده سند راهبردي نخبگان است كه گفته مي‌شود در دست تدوين است. به نظر شما باوجود چنين سندهايي چه تحولاتي را مي‌توانيم شاهد باشيم؟

ان‌شاءالله تا آخر تابستان شوراي عالي انقلاب فرهنگي آن را نهايي مي‌كند. درست است كه بنياد يك موسسه فراوزارتخانه‌اي است كه رهبر معظم انقلاب آن را پيشنهاد كردند و ما فقط به وزارت علوم كار نداريم، منتهي بدون مقررات و در تعامل شايد نتوانيم حرف‌هايمان را به كرسي بنشانيم تا ديگران بپذيرند. اما وقتي سند و مقرراتي باشد و از طرف رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي يعني رئيس‌جمهور كه بالاترين مقام اجرايي كشور است، تصويب و به همه وزارتخانه‌ها ابلاغ شود كار مشخص‌تر مي‌شود.

بنياد وظيفه سياستگذاري و نظارت دارد و حتي‌المقدور وارد مسائل اجرايي نمي‌شود به همين دليل ساختار كلي بنياد خيلي كوچك است. ما در تهران زير 60 كارمند داريم چون نمي‌خواهيم وارد مراحل اجرا شويم بيشتر برنامه‌ريزي، سياستگذاري و نظارت مي‌كنيم.به اين ترتيب سند به تنظيم روابط ما با وزارتخانه‌هاي ديگر كمك مي‌كند.

با وجود آنچه به عنوان حمايت از نخبگان نشان داده مي‌شود آمار خروج نخبگان كه به فرار مغزها مصطلح شده نشان مي‌دهد بيشتر نخبگان كه امكان رفتن به دانشگاه‌هاي برتر جهان را دارند از كشور مي‌روند و همانجا هم ماندگار مي‌شوند.


 

ما آمار دقيق را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي گزارش داديم و آمارمان هم دقيق بود و با سازمان گذرنامه به طور كامل چك شده بود. اين آمار در نشريات هم آمد، ما المپياد را از سال 65 وكنكور را از سال 76 آمار گرفتيم. از سال 76 تا سال 81 را دريك گروه قرار داديم، از 81 تا 86 در يك گروه و از 86 تا امروز هم در گروه ديگر. گروه 86 تا امروز كه در حال حاضر تحصيل مي‌كنند همه ايران هستند. اما اين‌كه در آينده چه تصميمي مي‌گيرند بايد آمارها به روز شوند. اما مقايسه دو گروه اول نشان مي‌دهد تغييرات زياد است و در گروه دوم خروج بسيار كمتر شده است.

در آن زمان كه حمايت‌هاي شما نبود، پس چگونه است كه شما كاهش اين آمار را حمايت‌هاي موجود مي‌دانيد؟

اواخرش بود. بنياد از 84 شكل گرفته و از سال 86 فعاليتش را شروع كرده و البته بتازگي فعال‌تر شده است. يك دليل اصلي اين كاهش اين بود كه ظرفيت رشته‌هاي دكتري زيادتر شده است. نخبگان نوعا مي‌خواهند ادامه تحصيل بدهند. اصولا فرهنگ مردم ما اين طور است كه هر خانواده‌اي كه امكان داشته باشد، ادامه تحصيل مي‌دهد.

درست است يكي از چيزهايي كه جامعه ما به آن اهميت مي‌دهد مدرك‌گرايي است البته در كنارش فرهنگ‌زدگي هم داريم.

بله. حس انتخاب بهترين هم در ايراني هست. اين را من در آمريكا تجربه كردم. ايراني‌ها وقتي به آمريكا مي‌روند بهترين مناطق و محله‌ها را انتخاب مي‌كنند.

براي همين كار شما سخت است. ميل براي رسيدن به بهترين‌ها باعث مي‌شود بسياري تحقق آمال و آرزوهايشان را در آن طرف مرزها جستجو ‌كنند. آنها كه نخبه هستند، با توجه به تسهيلاتي كه برايشان قايل مي‌شوند ترجيح مي‌دهند به جاي ادامه تحصيل در ايران شانس خود را در جاي ديگر امتحان كنند.

هميشه همين طور است. كماين‌كه به عنوان مثال داروهاي خوبي داريم كه اثرپذيري‌شان هم ثابت شده اما باز هم داروي خارجي مي‌خريم. اين يك مساله فرهنگي است. به هر حال ما تلاشمان را مي‌كنيم. با توجه به امكاناتمان هرآنچه بتواند جاذبه‌ها را بيشتر كند انجام داديم و باز هم تلاش مي‌كنيم. اما عوامل خروج كه بررسي شدند دلايل مختلف داشت. خيلي‌هايش فرهنگي و مقايسه امكانات داخل و خارج بود و صرف خروج هم هيچ اشكالي ندارد. منتهي بعد از رفتن با توجه به طرز تفكر و تاثيرپذيري از محيط، افراد ماندن يا بازگشتن را انتخاب مي‌كنند.

پس به نظر مي‌رسد در كنار اين حمايت‌ها مهم‌ترين كار اين است كه ريشه‌ها و فرهنگ‌ كشور دوستي را در افراد قوي كنيم تا به محض اين كه از كشور مي‌روند جذب نشوند .

اين موضوع خيلي مهم است. اما تقصير خودمان است. بعد از انقلاب هر آنچه بوي ناسيوناليستي مي‌داد را كوبيديم و بر سرش زديم. يادم هست سرود اي ايران اي مرز پرگهر به ضدانقلاب تعلق داشت اما الان صداوسيماي ما هم مي‌گذارد. كسي جرات نداشت بگويد فردوسي... ما در وزارت علوم قانوني مي‌نوشتيم لغت ملي را كه مي‌خواستيم بنويسيم مي‌گفتند ملي نگذاريد و بگذاريد كشوري. در اثر تندروي وضعيت ما اين گونه شده است. ما كه بچه بوديم هر روز صبح سر صف پرچم ايران را به اهتزاز درمي‌آورديم. هر چند مدتي است كه توجه به پرچم مد شده است اما بايد از همان ابتدا توجه و علاقه به پرچم و مرز و بوم در كودكان شكل بگيرد.

نه اين كه 12 سال آموزش و پرورش افراد را بار بياورد و بعد در دانشگاه من استاد بخواهم باورهايشان را عوض كنم. اين غيرممكن است. وظيفه سنگين به دوش آموزش و پرورش، صداوسيما و رسانه‌هاست.

در اين صورت است كه حتي اگر يك نخبه بنا بردلايلي پس از تحصيل ماندن را بر آمدن به كشور ترجيح دهد به هر حال منافع مثبتش هم به كشور مي‌رسد.

بله، توصيه ما به آموزش و پرورش اين است كه اگر همه را نمي‌توانيد، حداقل در تيزهوشانتان برنامه‌هاي خاصي را پياده كنيد. چون اينها مهم هستند و قرار است در آينده امور كشور را در دست بگيرند.

Share this post

Submit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

قیمت روزانه طلا و ارز

 

جدول قیمت روزانه ارز