یارب نظرتو برنگردد        برگشتن روزگار، سهل است

پیشرفت و موانع پیشرفت ایران : وبسایت شخصی محمدعلی اثنی عشری

  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم
  • کولبری و دستفروشی معضل نیست ! نیاز جامعه است. مدیریت کارآمد و ساماندهی میخواهد.
  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

    تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

سوداگران دین ؛ فروش ایمان برای کسب درآمد

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . نوشته شده در مطالب ویژه

سوداگران دین سوداگران دین ؛ فروش ایمان برای کسب درآمد

نویسنده: کریگ سیلورمن
مترجم: مرتضی ملتی
چری یک ایستگاه کوچک 66 هزار واتی در ساختمانی دو طبقه در پارک صنعتی اوتاوای کاناداست.هنگامی که این ایستگاه در روز عید پاک سال 1386(1997) راه اندازی شد، یکی از هفت ایستگاه رادیویی مسیحی در کانادا بود. اما امروز، این ایستگاه یکی از 30 ایستگاه تمام وقت مسیحی، و یکی از 64 ایستگاهی است که در سراسر کشور نوعی از برنامه‌های مسیحی را پخش می‌کنند.ایستگاه چری خود را اینگونه معرفی می‌کند «ایستگاهی که با رشد خود زندگی شما را ارتقاء می‌دهد» و در حال رایزنی با رادیو و تلویزیون و کمیسیون ارتباطات کانادا به منظور دریافت اجازه رسمی برای ایجاد ایستگاه دیگری است که تنها روی آموزش و سرودهای مذهبی تمرکز خواهد کرد.
تنها در فاصله 10 دقیقه‌ای از ایستگاه چری، یکی از 23 فروشگاه زنجیره‌ای مسیحی موهبت در کانادا وجود دارد که در آن مسیحیان می‌توانند کتاب، موسیقی، جواهرات، صنایع دستی، دی وی دی، و هرگونه محصولی را پیدا کنند که به نوعی با پیغام مسیحیت ارتباط دارد.
فیلم «مصائب مسیح» به کارگردانی «مل گیبسون» باعث توجه به قدرت تجاری پیام عیسی مسیح شده است، اما حقیقت این است که این فیلم و موفقیت مهارنشدنی آن(370 میلیون دلار در گیشه بلیط در ایالات متحده و کانادا تنها تا ماه مرداد[اوت]) به لطف سال‌های پیشرفت کسب و کار و بازاریان مسیحی است، اگر گیبسون فیلم به صلیب کشیده شدن مسیح را 10 یا 15 سال پیش اکران می‌کرد، تخصص بسیار کمی در بازاریابی پیام خود در بازار آمریکای شمالی داشت. در عوض، این فیلم زمانی اکران شد که فروشگاه‌های زنجیره‌ای ملی مسیحی در کانادا و ایالات متحده وجود داشتند که بیشتر مردم در آن برندهای موسیقی مسیحی را می‌خریدند و هنرمندان آنها به جریان اصلی در این کشورها تبدیل شده بودند و کتاب‌های مسیحیت جزو پرفروش ترین‌های جهانی بودند(اگرچه عمدتاً آنها را از فهرست پرفروش ترین‌ها پاک می‌کردند.) (nice1)

در حال حاضر فروشگاه‌ها، آلبوم‌ها، کتاب‌ها، ایستگاه‌های رادیویی، فیلم‌ها، و هر چیزی که به مسیحیت مربوط می‌شود، بیشتر از هر زمانی در کانادا راه اندازی و مورد استفاده قرار می‌گیرند. سال گذشته، در حدود 5/1 میلیون سی دی موسیقی مسیحی در کانادا فروخته شد، و بالغ بر 300 هزار نسخه از کتاب مذهبی زندگی هدف محور در کشوری فروخته شد که شمارگان یک کتاب پرفروش در آن 5000 نسخه است. ممکن است مسیحیت ادعای پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ را داشته باشد، اما این اتفاق بعد از سال‌های متمادی خشکسالی تجاری آن اتفاق افتاده است. با این حال، همه چیز تغییر می‌کند.
«توزر» همیشه به موسیقی مسیحی علاقه داشته است، اما وی نخستین کسی است که اعتراف می‌کند گوش دادن به آن همیشه آسان نبوده است. وی بیان می‌کند«بسیاری از گروه‌های موسیقی مسیحی برای تولیدات خود، از موسیقی‌هایی استفاده می‌کردند که بسیار رُک و بی‌پروا بودند». «اگر شما آن را با یک موسیقی معمولی مقایسه می‌کردید، متوجه می‌شدید که موسیقی‌های خوبی نیستند...آنها متوجه شدند که باید کیفیت تولیدات خود را بالا ببرند».
یکی از توضیحاتی که برای افزایش خرده فروشی محصولات مسیحی ارائه شده است به قرار زیر است: محصولات بهتر ساخته شده‌اند. الن گراف، مدیر بازاریابی بخش کتاب آر.جی.میچل، یک خرده فروش بزرگ کانادایی و توزیع‌کننده محصولات مسیحی، می‌گوید دامنه محصولات در حال رشد هستند، و بازاریابی پیچیده‌تر شده است. وی اظهار می‌دارد« ما محصولات و نام‌های تجاری را برای جلب نظر مردم با هم ادغام می‌کنیم». «ما فضاهای تبلیغاتی همه روزنامه‌های مسیحی در سراسر کانادا را می‌خریم و با همکاری ایستگاه‌های رادیویی مختلف، مصاحبه‌های بزرگ ترتیب می‌دهیم. همچنین با تلویزیونی مانند خیابان 100 هانتلی کار می‌کنیم. ما برخی از رسانه‌های سکولار را نیز تولید می‌کنیم، اما اولویت ما رسانه‌های مسیحی هستند.»
استیوئرت کمرون که در فروش و بازاریابی فروشگاه‌های مسیحی موهبت، به عنوان بزرگ‌ترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای مسیحی در کانادا کار می‌کند می‌گوید: «درآمد این محصولات باور نکردنی است». «ما یک تیم خرید هستیم که درخواست‌های خرید بیش از هزار نوع اقلام موجود را آماده می‌کنیم. ما خریداران هدیه، کتاب مقدس، و موسیقی داریم».
همه خرده‌فروشان و توزیع‌کنندگان می‌گویند که محصولات بیشتری ارائه می‌شود و مشتریان برای خرید، مشتاق‌تر از قبل هستند. اما فروش محصولات مسیحیت در کشوری که آخرین آمار سرشماری نشان می‌دهد افراد کمتری خود را پیرو ادیان بزرگ این کشور می‌دانند کار ساده‌ای نیست. 16‌درصد مردم می‌گویند پیرو هیچ دینی نیستند و از سال 1370 (1991) تعداد پروتستان (پیروان دین مسیحیت) تا 35 درصد کاهش یافته است.
با توجه به برخی از گروه‌های تجاری مسیحی، علت خرید این محصولات این است که در حالی که ممکن است افراد بیشتری از ادیان اصلی رویگردان باشند، ما به طور همزمان ایده معنویت را رواج می‌دهیم. گراف می‌گوید: «کانادایی‌ها معنوی گرا هستند... گر چه ممکن است پیرو یک دین نباشند، اما بیشتر آنها در مورد امور معنوی روی باز نشان می‌دهند و تعداد زیادی از آنها به دنبال محصولات الهام‌بخش برای تغذیه این گرسنگی معنوی هستند».
به نظر می‌رسد این معنویت شکل مسیحیت انجیلی به خود گرفته است. یکی از نظرسنجی‌های ایپسوس – رید در سال 1382 (2003) نشان داد که 44 درصد از کانادایی‌ها با این عبارت که «من زندگی‌ام را به مسیح سپرده‌ام و خود را یک مسیحی نو کیش می‌دانم» موافق هستند. از سال 1372 (1993) این عدد تا 15 درصد افزایش داشته است. این تعداد با تنها 16 درصد از پاسخ دهندگان که می‌گویند در کلیسا حضور می‌یابند (پیرو دین مسیحیت هستند) مقایسه می‌شود.
به نظر می‌رسد پیغام عیسی بسیار قوی باشد، با این حال کانادایی‌ها برای دریافت کلام او به کلیسا نمی‌روند. در عوض، آنها برای دریافت کلام او رادیو و تلویزیون را روشن می‌کنند و به سینما و یا فروشگاه می‌روند. به عبارت دیگر، این پیام در حال حاضر در رسانه‌ها است. عیسی وارد عصر مصرف‌کننده‌ها می‌شود. بنابراین، چگونه می‌توان او را بدون تبدیل به یک محصول عرضه کرد؟
سی و پنج سال پیش، باب‌سیمون یک حلقه ساخت. آن پسر 19 ساله به تازگی مسیحی شده بود. بنابراین، یک روز نشست و یک حلقه نقره‌ای ساخت و جمله «عیسی نجات می‌دهد» را روی آن حکاکی کرد. سیمون قبلاً حلقه‌های صلح را ساخته بود و در فکر چیز چشمگیرتری برای خود بود. مردم حلقه را دیدند و به آن علاقه‌مند شدند، به طوری که از او خواستند برای آنها نیز حلقه بسازد. او در جواب گفت: حتما و سپس هشت ساعت در خانه تلاش کرد تا حلقه‌ای درست شبیه آن بسازد. سیمون آنها را به قیمت 8 دلار فروخت. افراد بیشتری حلقه را دیدند و سفارش ساخت آن را دادند تا زمانی که او هر روز یک حلقه می‌ساخت. سیمون حلقه‌هایی که در دو سال ساخته بود به یک کتابفروشی مسیحی در کالیفرنیا و سپس به کتابفروشی‌های دیگر برد.
امروز باب سیمون بیش از 5000 محصول مختلف برای بیش از 4000 فروشگاه در ایالات متحده و بیش از 500 فروشگاه در کانادا طراحی کرده است. به همان اندازه که حلقه اول مهم بود، سیمون احتمال می‌داد که همیشه برای تولید میخ خود مشهور می‌شود. این میخ شبیه میخی بود که برای به صلیب کشیدن حضرت عیسی از آن را استفاده کرده بودند. این میخ یکی از محصولاتی بود که شرکت او هنگامی آن را ایجاد کرد که مجوز ساخت جواهرات با همکاری شرکت مصائب مسیح را دریافت کرده بود. این میخ به طور دیوانه وار فروخته می‌شد ولی تفکر برخی از مردم را ناراحت می‌کرد که چگونه یک شیء که هم بسیار شگفت‌انگیز و هم وحشتناک است می‌تواند به فروش برسد. ریشه اصلی ناراحتی از سوی غیر مسیحیان بود که میخ را نمادی بی‌شرمانه برای سوء استفاده از مسیح می‌دانستند. با توجه به گفته‌های سیمون، زمانی که مل گیبسون در حال ساخت فیلم خود بود، از آنجایی که مجبور بود خودش تامین مالی کند و به دنبال توزیع‌کننده نیز می‌گشت، هیچ برنامه‌ای برای اعتبار بخشیدن به هیچ چیزی را نداشت.
سیمون، شخصی صدا مخملی که قبلاً هیپی بوده و در حال حاضر حدود 200 نفر را استخدام کرده است، می‌گوید: «مل گیبسون در زمان ساخت فیلم خود به هیچ یک از این محصولات فکر نمی‌کرده است». «شخص مودب و فرهیخته‌ای از شرکت فیلم‌سازی یونیورسال که تهیه‌کنندگی فیلم هالک را انجام می‌داد با من تماس گرفت و گفت قرار است به تماشای این فیلم برود و مطمئن بود که این فیلم برای ما سودمند است. یک هفته بعد، وی تماس گرفت، فقط در مورد این فیلم بدگویی کرد و قرار ملاقاتی با مل گیبسون در خانه وی ترتیب داد تا بیشتر در مورد فیلم صحبت کنند.»
فیلم، بسیار زیاد بر سیمون اثرگذاشت. پس از آن، سیمون با گیبسون ارتباط برقرار کرد. وی می‌گوید: «به نظر می‌رسد این فیلمِ مناسبی برای تولید محصولات باشد.» «گیبسون بیش از یک ساعت هدف خود از ساخت این فیلم را برای ما توضیح داد.» بعد از آن توافق کردند که شرکت سیمون، محصولات خود را براساس فیلم تولید کند. بعد از این جریان به این توافق رسیدند که میخ می‌تواند بهترین محصولی باشد که می‌توان تولید کرد. هنگامی که فیلم اکران شد، سیمون کارکنان خود را مجبور کرد تا به تماشای این فیلم بروند و برای هرکسی که تقاضای کتاب مقدس کرد، یک نسخه از آن را بخرند. 50 نفر تقاضای کتاب مقدس کردند. سیمون که خود را مسیحی قدیمی معرفی می‌کرد، در نوع خود یعنی تولیدات مسیحی هدفمند نادر بود، اما در گفتن اینکه چیزی به نام تجارت مسیحیت وجود ندارد حاضر جواب بود. گراف می‌گوید: بیانیه ماموریت آن‌ها در آر.جی.میچل این‌گونه بود: «پیام را در بین خود پخش کنید.» «پیام مسیحیت را از هر طریقی و از همه کانال‌ها انتشار دهید.» زنجیره فروشگاه‌های موهبت که از یک تجارت خانوادگی در آلبرتا شروع شد، تبدیل به خدمتی تجاری برای مسیحیت شد. کمرون می‌گوید: «در ذهنمان خدمتی برای مسیحیت بود و روش ما خرده‌فروشی بود.» «ماموریت ما شناساندن عشق به خدا از طریق محصولاتی که نماد مسیح بودند به تمام کسانی بود که با آن‌ها در ارتباط بودیم».
شرکت سیمون نیز یک شعار داشت: «رساندن پیام امید به جهانیان از طریق تولید جواهرات و هدایایی است که نیروهای خارق‌العاده دارند. این جواهرات برای مردم الهام‌بخش خواهد بود و مردم می‌توانند احساسات خود را به اشتراک بگذارند.» شاید به نظر برسد که این چرخه شبیه به روش‌های قبلی باشد، اما سیمون خطی بین دین و تجارت ترسیم کرده است که تا به حال تجارت‌های مسیحیت به خود ندیده‌اند. وی می‌پرسد: «هدف از تجارت چیست؟». «کسب درآمد است. هر کسب و کاری برای کسب درآمد شروع می‌شود. اما یک تضاد وجود دارد،‌ شکافی میان کسب و کار و روحانیت است. کسانی که تجارت مسیحیت دارند، افکار والا و بلند‌مرتبه‌ای دارند، اما روحانی نیستند.»
سیمون می‌گوید: «روحانیت به معنی خدمت‌کردن به مردم، ارائه محصولات رایگان به آن‌ها و سیرکردن گرسنگان است و نه کسب درآمد و پول.» وی سپس مثالی از کسب و کاری می‌زند که باعث شده است درک کند در تجارت حساب حساب است، کاکا برادر، حتی اگر در این کسب و کار کالاهای دینی فروخته شوند. «اولین کتاب‌فروشی مسیحی که در آن قدم نهادم، شخصی به من گفت: آیا می‌دانی مسیحیت چیست؟ دوست‌داری به اطاعت از مسیح بپردازی و مسیح را نجات‌دهنده خود قرار بدهی؟»
سیمون یک سال تمام به آن کتاب‌فروشی می‌رفت و با صاحب کتاب‌فروشی کتاب مقدس مطالعه می‌کرد. وی می‌گوید: «می‌دیدم که صاحب کتاب‌فروشی این جمله را به هرکسی که وارد مغازه‌اش می‌شود می‌گوید.» بعد از یک سال صاحب آن کتاب‌فروشی کوچک ورشکست شد. او هرگز به کسب و کار یعنی تجارت، موجودی کالا، بازاریابی و تمیزکردن فروشگاه خود توجه نمی‌کرد. سیمون می‌گوید: «او روحانیت خود را از دست داد، چون در تجارت شکست خورد.» «بعضی‌ها می‌گویند ببینید چه پولی از دین به دست‌ آورده است! اما بعضی‌ها دوست دارند لباسی با نشان صلیب بپوشند، باید کسی باشد تا لباس را برای آنها تولید کند. تنها، کسی برای انجام این کار پیش قدم می‌شود که می‌خواهد پول به دست بیاورد».
در فروشگاه‌های موهبت در اتاوا، مشتریانی وجود داشتند که سبدهای خود را پر می‌کردند و گل‌فروش مغازه بغل برای خرید کتاب‌های رنگارنگ مخصوص کودکان به فروشگاه می‌آمد. کمرون طی مصاحبه‌ای تاکید کرد، مردم به نصب و راه‌اندازی سیستم کامپیوتری جدید و متمرکز افتخار می‌کردند. بعد ازتماس ما، وی از طریق ایمیل یادداشت پیگیری برای ما فرستاد. «باید توجه داشته باشید که فروشگاه‌های زنجیره‌ای موهبت به شدت روی آنچه ما آن را سیستم‌های به روز فن‌آوری و سیستم‌های کامپیوتر پیشرفته می‌نامیم سرمایه‌گذاری کرده است. این سیستم، جریان محصول از عرضه‌کننده به مشتری و مدیریت موجودی که برای ما امری حیاتی است را سرعت می‌بخشد.»
توزر در مورد ایستگاه رادیویی چری توضیح داد که این ایستگاه بین 30 هزار تا 40 هزار شنونده بسیار وفادار دارد. صاحبان کسب و کارتمایل به تبلیغ در آنها دارند، زیرا هم هزینه تبلیغات در آنها کم است و هم موضوع تبلیغات دقیقا باخواسته‌های شنونده‌های وفادار آن هماهنگ است.
در حالی که برخی خود راخدمتگزار می‌نامیدند واهداف متعالی و به آنها ایمان راسخ داشتند، اما به نوعی در کار خود بی‌تجربه بودند، همان چیزی که سیمون 30 سال پیش تجربه کرده بود. خدمت کردن و حرکت به سمت معنویت از جمله عواملی بودند که باعث پر رونق شدن تجارت مسیحی شدند. حرکت از دین‌داری به سمت معنویت باعث شد تا دامنه محصولات بیشتر و بهتر شود. این فروشگاه‌ها اکنون به فروشگاه‌های زنجیره‌ای، پرفروش‌ترین‌ها و موفق‌ترین‌ها تبدیل شده‌اند. آنها کار خود را به نحو احسن انجام دادند و تجارت خود را به خوبی مدیریت کردند، اما در حقیقت برای خود یک مشکل ایجاد کردند. مشکل، کاستو، ایندیگو و وال‌مارت بود. این خرده فروش‌ها با دیدن شاخص‌های فروش، تصمیم به سفارش آنها می‌گیرند؛ درست شبیه خریداران برندهای برتر که با دیدن شاخص‌های فروش، تصمیم به خرید کالاهایی با برند مسیحی می‌کنند.
کاستو در حال حاضرمحصولات زندگی هدف محور و دیگر محصولات مسیحی را می‌فروشد و برای فروش بیشتر، قیمت‌ها را پائین آورده است. کمرون اذعان می‌دارد «یکی از مهم‌ترین تغییرات اخیر، پرخاشگر شدن خرده فروش‌های اصلی نظیر وال مارت، کاستو و فروشگاه‌های بزرگ است». این موضوع بسیاری از فروشگاه‌ها را وادار کرده است تا قیمت‌های خود را تعدیل کنند که البته برای خرده فروش‌های در رکود، راه حلی بادوام برای بیرون آمدن از رکود نیست.»
(اشتباه کاستو، تصرف زمین کلیسا و ساختن مغازه درکالیفرنیا بود).
گراف می‌گوید: شکایت‌های زیادی از فروشگاههای مسیحی کوچک دریافت می‌کند که اظهار می‌دارند شرکت او تولیداتی 800 کیلویی برای خرده فروش گردن کلفت که بیانیه ماموریت مسیحیت ندارد تامین می‌کند. او می‌گوید: «آنها همیشه شکایت دارند، اما پاسخ ما این است که ما همیشه به توسعه کتابفروشی مسیحیت و جذب مشتریان بیشتر در فروشگاه‌ها مشغول هستیم». «آنها اسم و رسم بیشتری نسبت به کاستو دارند. به طور کلی، به آنها در خرید و فروش کتاب مسیحی کمک می‌کنند و در نهایت از آن بهره‌مند می‌شوند».
همراه با خرده فروشان بزرگ، شرکت‌هایی مانند هال مارک با کارت پستال‌های خود و مضمون مسیحیت، وارد بازار تجارت شدند. توزر می‌داند در چری، چیزی نمانده است تا رادیو و تلویزیون‌های بزرگ به سراغ ایستگاه او بیایند. «هنگامی که ایستگاه‌ها بزرگ و موفق می‌شوند، شرکت‌هایی نظیر چامز و راجرز به آنها پیشنهاد خرید می‌دهند». او می‌گوید: این دقیقا همان اتفاقی است که برای برندهای موسیقی می‌افتد. زمانی که فروش نسخه‌های آنها از چند هزار به چند میلیون می‌رسد، برندهای معتبر برای خرید آنها اقدام می‌کنند.
در حالی که دور یک میز که یک کتاب مقدس روی آن است می‌نشینیم، توزر می‌گوید: «همیشه می‌ترسم که شرکتی بزرگ پیام ما را تغییر دهد». «اما فکر می‌کنم آنها برای کسب درآمد برندها را خریدند، چون می‌دانند تغییر منجر به رکود بازار می‌شود و اجازه می‌دهند که شرکت همان هدف خود را دنبال کند».
به در غرفه‌های صدا و سیمای فرانسه یک تابلو چسبیده است که می‌گوید: «عیسی مسیح در کنترل است». حداقل در حال حاضر به نظر می‌رسد که این موضوع درست است!
(منبع: ماهنامه سیاحت غرب – شماره 143 – 145
*فیلم مصائب مسیح به کارگردانی مل گیبسون باعث توجه به قدرت تجاری پیام عیسی مسیح شده است
*کانادایی‌ها معنوی گرا هستند... گر چه ممکن است پیرو یک دین نباشند، اما بیشتر آنها در مورد امور معنوی روی باز نشان می‌دهند و تعداد زیادی از آنها به دنبال محصولات الهام بخش برای تغذیه این گرسنگی معنوی هستند
*کانادایی‌ها برای دریافت کلام عیسی مسیح به کلیسا نمی‌روند. در عوض، آنها برای دریافت کلام او رادیو و تلویزیون را روشن می‌کنند و به سینما و یا فروشگاه می‌روند. به عبارت دیگر، این پیام در حال حاضر در رسانه‌ها است. عیسی وارد عصر مصرف کننده‌ها می‌شود. بنابراین، چگونه می‌توان او را بدون تبدیل به یک محصول عرضه کرد؟
*تضادی که وجود دارد،‌ شکاف میان کسب و کار و روحانیت است. کسانی که تجارت مسیحیت دارند، افکار والا و بلند‌مرتبه‌ای دارند، اما روحانی نیستند.» روحانیت به معنی خدمت‌کردن به مردم، ارائه محصولات رایگان به آن‌ها و سیرکردن گرسنگان است و نه کسب درآمد و پول
*حرکت از دین‌داری به سمت معنویت باعث شد تا دامنه محصولات بیشتر و بهتر شود. این فروشگاه‌ها اکنون به فروشگاه‌های زنجیره‌ای، پرفروش‌ترینها و موفق‌ترین‌ها تبدیل شده‌اند. آنها کار خود را به نحو احسن انجام دادند و تجارت خود با دین را به خوبی مدیریت کردند

Share this post

Submit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

قیمت روزانه طلا و ارز

 

جدول قیمت روزانه ارز