یارب نظرتو برنگردد        برگشتن روزگار، سهل است

پیشرفت و موانع پیشرفت ایران : وبسایت شخصی محمدعلی اثنی عشری

  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم
  • کولبری و دستفروشی معضل نیست ! نیاز جامعه است. مدیریت کارآمد و ساماندهی میخواهد.
  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

    تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

دکتر روحانی میتواند:

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است.

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است

     اینجا کلیک کنید :خرید آب اشتغال بی دردسر روستائیان برای کشور

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است.

مذهبی

شيوه‌ي برخورد امام علي (علیه السلام) با خلفاي سه گانه

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . نوشته شده در مذهبی

اين دوره از زندگي امام علي (علیه السلام) ،كه خود حدود ربع قرن طول كشيد ، بر اثر شرايط خاصي كه ايجاد شده بود از صحنه‌ي اجتماع به طور خاصي كناره گرفت و سكوت اختيار كرد . نه در جهادي شركت نمود و نه در اجتماع به طور رسمي سخن گفت . شمشير در نيام مي كرد و به وظايف فردي و سازندگي افراد پرداخت . اين سكوت طولاني و گوشه گيري طولاني براي شخصيتي كه در گذشته در متن اجتماع قرار داشت و دومين شخص جهان اسلام و ركن بزرگي براي مسلمانان به شمار مي رفت سهل و آسان نبود. روح بزرگي ، چون حضرت علي (علیه السلام) را مي خواست كه بر خويش مسلط شود و خود را به وضع جديد كه از هر نظر با وضع سابق تضاد داشت تطبيق دهد . فعاليتهاي امام (علیه السلام) در اين دوره در امور زير خلاصه مي شود :
1- عبادت خدا 
2- تفسير قرآن و حل مشكلات آيات و تربيت شاگرداني مانند ابن عبّاس 
3- پاسخ به پرسشهاي دانشمندان ملل و نحل ديگر ، بالاخص يهوديان و مسيحيان 
4 – بيان حكم بسياري از رويدادهاي نو ظهور كه در اسلام سابقه نداشت و در مورد آنها مطلبی در قرآن مجيد و حديثي از پيامبر گرامي اسلام در دست نبود . 
5- هنگامي كه دستگاه خلافت در مسائل سياسي و پاره اي از مشكلات با بن بست روبرو مي شد ، امام (علیه السلام) يگانه مشاور مورد اعتماد بود كه با واقع بيني خاصي مشكلات را از سر راه آنان بر مي داشت و مسير كار را معين مي كرد . 
6- تربيت و پرورش گروهي كه ضمير پاك و روح آماده اي براي سير و سلوك داشتند . 
7- كار و كوشش براي تأمين زندگي بسياري از بينوايان و درماندگان . 

سكوت تلخ

زماني كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) رحلت كردند هنوز غسل ، كفن و دفن حضرت تمام نشده بود كه گروهي در سقيفه جمع شدند و ابوبكر توسط آنان به خلافت برگزيده شد . وقتي كه حضرت علي (علیه السلام) جريان را از ابن عباس شنيد ، با اين كه حضرت حكومت اسلامي را حق مسلم خود مي دانست و رهبري خلفا را غصب قلمداد مي كرد ولي با اين حال سكوت كرد . مقصود از سكوت ترك قيام و دست نزدن به شمشير بود و الا حضرت از طرح دعوي خود و مطالبه آن و از تظلم در حق خود از هر فرصت مناسب خودداري نكرد .(50) امام علي (علیه السلام) از اين سكوت به تلخي ياد مي كند و آن را جانكاه و مرارت بار مي خواند : ( وَ أَغْضَيْتُ علي الْقَذي وَ شَرِبْتُ علي الشَّجا و صَبَرْتُ علي أخذِ الكَظمِ و علي امَرَّ مِنْ طَعْمِ العَلْقَمِ ؛ خار در چشمم بود و چشمها را بر هم نهادم ، استخوان در گلويم گير كرده بود و نوشيدم ، گلويم فشرده و تلخ تر از حنظل در كامم ريخته بود و صبر كردم .(51) سكوت امام علي (علیه السلام) يك سكوت حساب شده و منطقي بود . و اگر امام قيام نكرد بخاطر ترس از حكومت نبود زيرا وي كسي بود كه مي فرمايد : (اگر تمام عرب در مقابل دين امام علي (علیه السلام) بايستند از آنها نمي ترسد و در صورت امكان ، به تنهايي با همه‌ي آنها مي جنگد و آنها را به هلاكت خواهد افكند)(52) بنابراين سكوت امام (علیه السلام) ناشي از درماندگي يا ترس از مرگ نبود ؛ بلكه حضرت تصريح مي كند من فكر كرده ، جوانب امر را بررسي نموده ، از بين اين دو راه ، آنچه به مصلحت اسلام بود انتخاب كردم .امام علي (علیه السلام) حفظ وحدت و خدمت مسلمين و جلوگيري از نفوذ دشمنان را براي حفظ اسلام امري ضروري مي دانست ؛ زيرا ترويج سريع اسلام در منطقه جزيرة العرب و نيز پيروزيهاي مسلمين در فتح مناطق ديگر ، ناشي از يكپارچگي امت اسلامي شده بود. امام (علیه السلام) كه رمز پيروزي اسلام را دريافتند و از اوضاع سياسي زمان خود آگاهي داشت و مي دانست كه كشور از ناحيه‌ي دشمنان خارجي نظير ايران و روم و منافقين داخلي هر لحظه مورد تهديد است و همچنين گروهي از مسلمين مرتد شده و گروهي آماده‌ي ارتداد مي باشند و منافقين كه سالهاي طولاني آرزوي مرگ پيامبر (صلی الله علیه و آله) را داشتند ، آماده وارد كردن ضربه به نهال نوپاي اسلام هستند ، حال در چنين شرايطي حفظ وحدت و انسجام مسلمانان را امري كاملاً ضروري مي دانست . لذا مصلحت اسلام را بر حق خويش مقدم و به خاطر حفظ اسلام ، به محروميت از حقش و خرد شدن خود تن داد و سكوت نمود تا به اساس دين ضربه‌اي وارد نگردد. حال اگر بر اثر شرايط سياسي به وجود آمده ، اين مطالبه به ضرر اسلام تمام شود ، حاضر است دست از حق مسلم خود بر دارد، و سكوت كند(53) . امام علي (علیه السلام) در نامه اي خطاب به مردم مصر علت سكوت خود را چنين نوشتند : ( بخدا قسم ! هرگز فكر نمي كردم كه مردم رهبري را پس از پيامبر (صلی الله علیه و آله) از خاندانش بيرون برند و آن را از من دريغ دارند . وقتي مردم براي بيعت با فلاني ( ابوبكر ) سرازير شدند دست از مردم و كارشان باز داشتم و خود را كنار كشيدم . تا اين كه ديدم گروهي از اسلام برگشته و مي خواهند دين محمد (صلی الله علیه و آله) را از بين ببرند . ترسيدم اگر براي ياري اسلام و مسلمانان قيام نكنم رخنه اي در دين ايجاد شود كه اندوه آن بر من بزرگ تر و بيشتر از دست دادن حكومت باشد ... بنابراين در آن پيش آمدها حركت كردم تا اينكه جلوي نادرستي و تباه كاري گرفته شد و دين آرام گرفت و از نگراني باز ايستاد ).(54) در اين نامه حضرت تصريح مي كند ابتدا خود را كنار كشيدم ؛ اما هنگامي كه اسلام را در خطر ديدم و احساس كردم كه دين به كمك من احتياج دارد با آن كه حق من غصب شده بود به كمك دين و مسلمين شتافتم و با خلفاء همكاري نمودم .حضرت در خطبه‌ي معروف به شقشقيه(55) كه سراپا اندوه از ضايع شدن حق مردم و رنج و عذابي كه امت اسلامي در عصر خلفا مي كشيدند و چاره اي جز صبر و شكيبايي نداشتند به اين مسأله اشاره مي كند . ابن جوزي حنفي در ) تذكرة الخوأص ) در توصيف اين خطبه مي نويسد : استاد ما ابوالقاسم نفيس انباري به سند خود اين خطبه را از ابن عباس چنين نقل مي كند پس ازآن كه مردم با امير المؤمنين علي (علیه السلام) بيعت كردند و امام علي (علیه السلام) به بالاي منبر رفت و خطبه اي خواند . شخصي از ميان جمعيت فرياد زد : چه موجب شد كه تا به حال براي به دست گرفتن خلافت هیچ گونه تلاشی نكردي ؟ امام در پاسخ آن مرد همين خطبه را خواند نخست به خلافت ابوبكر اشاره كرد و در حقانيت و تقدم خود چنين فرمود ( در حالي كه او خوب مي دانست جايگاه من در خلافت چون محور سنگ آسياي به آسياست : سيل دانش از وجودم همچون سيل سرازير مي شود ، مرغ انديشه به قله‌ي منزلتم نمي رسد . اما از خلافت چشم پوشيدم ، از آن برتافتم ، و عمقاً انديشه كردم كه با دست بريده و بدون ياور بجنگم ، يا آن عرصه گاه ظلمت و كور را تحمل نمايم ، فضائي كه پيران در آن فرسوده‌ي و كم سالان پير ، و مؤمن تا دم مرگ دچار رنج وا مي داشت ) . سپس حضرت فرمود : عاقبت تصميم خود را گرفتم و راه بهتر را انتخاب كردم : ( پس ديدم صبر و شكيبايي به عقل و خرد نزديك تر در حالي كه گويي در ديده گان خاشاك بود ، و غصه راه گلويم را بسته بود ! مي ديدم ميراثم به غارت مي رود . تا نوبت اولي سپري شد ، و خلافت را پس از خود به پسر خطاب واگذارد .. ) امام (علیه السلام) دوران حكومت عمر را طولاني و گذرا بيان كرد و ناراحتي و نگراني مردم را در آن مدت زمان بازگو نمود و باز فرمود : ( پس در آن مدت طولاني با محنت و عذابي كه كشيدم صبر پيشه كردم . بار سنگين هر بلايي را به دوش كشيدم . تا زمان او سپري شد ، و امر حكومت را به شورايي سپرد كه به گمانش من هم ( با اين منزلت خدايي ) يكي از آنانم. خداوندا چه شورايي .به خدا پناه مي برم از خدا از اين شورا ..(56)) آري امام علي (علیه السلام) اين كوه صبر و شكيبايي در برابر همه‌ي حق كشي ها و ناسپاسي ها صبر كرد و براي حفظ اسلام و بقاي قرآن دم فروبست و دست از قيام برداشت و سكوت كرد. 

رقّه، ديرالزور و حَسَكه

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . نوشته شده در مذهبی

 آرامگاه اویس قرن و عمار یاسر در رقه سوریه

حرم مطهر پيش از تخريب
رود فرات، از مهم‌ترين رودهاي خاورميانه است كه مسافت قابل توجهي از مسير خود را در خاك سوريه مي‌پيمايد. در گذشته، مناطق واقع در ميان دو رود فرات و دجله در مناطق شمال عراق سرزمين جزيره ناميده مي‌شده است. اين سرزمين امروزه در خاك سه كشور عراق، تركيه و سوريه تقسيم شده است. بخشي از اين سرزمين كه در سوريه واقع است، مناطق شمال شرقي اين كشور يعني سه استان حَسَكه، ديرالزور و رقّه را شامل مي‌شود و رود فرات در خاك دو استان رقّه و ديرالزور جريان دارد. اين مناطق از نظر جغرافياي طبيعي و بشري، با ساير مناطق سوريه تفاوت‌هاي چشمگير و قابل ملاحظه‌اي دارد. بيشتر ساكنان اين مناطق، عشاير و داراي لهجة خاصي از زبان عربي ـ تقريباً مشابه لهجة عراقي ـ هستند كه اين ويژگي‌ها، آنها را به مردم عراق نزديك‌تر مي‌سازد. البته بخشي از ساكنان استان حسكه نيز ـ كه در مجاورت خاك تركيه واقع است ـ كٌرد زبانند.
شهر رقّه، مركز استان رقّه، واقع در 180 كيلومتري شرق حلب و 550 كيلومتري دمشق، از شهرهاي باستاني سوريه با پيشينه‌اي طولاني است. حضرت امام علي (ع) در مسير خود براي مقابله با معاويه در جنگ صِفّين، وارد شهر رقه شدند و در اين شهر با نصب پلي از قايق‌ها از رود فرات گذشتند.[1]
در دورة هارون‌الرشيد، شهري به نام «رافقه» در مجاورت شهر كهن رقّه ساخته شد كه برخي از آثار آن، از قبيل مسجد جامع و برج‌ها و باروهاي تاريخي شهر، تا كنون باقي مانده است. بيشتر اين بناها از آجر ساخته شده و از نظر معماري با بناهاي حوزة عراق و بين‌النهرين قابل مقايسه‌اند.

قیمت روزانه طلا و ارز

 

جدول قیمت روزانه ارز