یارب نظرتو برنگردد        برگشتن روزگار، سهل است

پیشرفت و موانع پیشرفت ایران : وبسایت شخصی محمدعلی اثنی عشری

  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم
  • کولبری و دستفروشی معضل نیست ! نیاز جامعه است. مدیریت کارآمد و ساماندهی میخواهد.
  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

    تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

دکتر روحانی میتواند:

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است.

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است

     اینجا کلیک کنید :خرید آب اشتغال بی دردسر روستائیان برای کشور

محمدعلی اثنی عشری : خرید آب از کشورهای همسایه بسیار لازم و ضروری است.

دکتر علی اردشیر انتظاری: انقلاب اسلامی ایران یک عامل تحول در تئوری انقلاب بود

نوشته شده توسط دکتر علی اردشیر انتظاری on . نوشته شده در اجتماعی

نگاهی به تحولات فرهنگی بعد از انقلاب اسلامی ایران در گفت و گوی شفقنا با دکتر علی اردشیر انتظاری: انقلاب اسلامی ایران یک عامل تحول در تئوری انقلاب بود/ تحول فرهنگی عامل مشارکت مردم در انقلاب بود

نگاهی به تحولات فرهنگی بعد از انقلاب اسلامی ایران در گفت و گوی شفقنا با دکتر علی اردشیر انتظاری: انقلاب اسلامی ایران یک عامل تحول در تئوری انقلاب بود/ تحول فرهنگی عامل مشارکت مردم در انقلاب بود
 

مهمترین تحولات فرهنگی بعد از انقلاب اسلامی ایران چه بود؟ عمده‌ترین بحران‌های هویتی که بعد از انقلاب به وجود آمد چیست؟ چه چیزی باعث تعطیلی دانشگاه‌ها در سال 59 و انقلاب فرهنگی شد؟ دکتر علی اردشیر انتظاری مدیر گروه جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است اساسا انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب فرهنگی بود که تحولات فرهنگی در آن بسیار مشهود است در واقع محور اصلی انقلاب اسلامی ایران عامل فرهنگی است به همین دلیل است که بسیاری از تئوریسین‌های انقلاب همچون جان فوران و تدا اسکاچپل که تا آن زمان عامل فرهنگ را در بروز انقلاب به حساب نمی آورند فرهنگ را نیز مورد توجه قرار دادند پس می توان گفت اساسا انقلاب اسلامی ایران به دلیل ماهیت فرهنگی که داشت یک عامل تحول در تئوری انقلاب بود.

متن گفت و گوی شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) با دکتر علی اردشیر انتظاری را می خوانید:

* از لحظه شروع اعتراضات مردمی تا تبدیل آن به انقلاب اسلامی تحولی در روند انقلاب  ایران رخ داد و مردمی که به ظاهر غیر دینی بودند به صف انقلابیون پیوستند. ذیل این اتفاقات چه تحول فرهنگی رخ داد که باعث شد بسیاری از مردم با انقلابیون همراه شوند؟

انتظاری: اساسا انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب فرهنگی بود. این فقط یک شعار نیست و اینطور نیست انقلابی بعد سیاسی داشته باشد و بعد در اثر همراهی عده‌ای به انقلاب فرهنگی تبدیل شده باشد بلکه از ابتدا یک بسترهایی فراهم بود و آن بسترها انقلاب ایران را تبدیل به انقلاب فرهنگی کرد. دلیل آن هم این است که شرایطی که در جامعه ما به وجود آمد به گونه‌ای بود که می‌توان گفت عامل فرهنگی در آن بسیار مهم بود و مردم نسبت به اقدامات فرهنگی زمان شاه مقاومت نشان می‌دادند و این مقاومت در قالب گروه‌های مختلف اجتماعی بروز پیدا کرده و حدودا از اواخر ده 40 و اوایل دهه 50 قوت گرفت که در آن نهضت بازگشت به خویشتن در مردم به وجود آمد و مردم نسبت به آن چیزی که در رسانه‌های زمان شاه و فرهنگ غربی ارایه می‌شد مقاومت نشان دادند و به دلیل این مقاومت بود که عملا در سال 57 انقلاب با رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید. در واقع ماهیت انقلاب اسلامی ایران در کنار دیگر عوامل، فرهنگ درست وابعاد سیاسی بود و محور اصلی آن عامل فرهنگی است و همین عامل هم باعث شد که بسیاری از تئوریسین‌های انقلاب که تا آن زمان عامل فرهنگ را در بروز انقلاب به حساب نمی‌آورند فرهنگ را نیز مورد توجه قرار دهند که یکی از آنها جان فوران و دیگری تدا اسکاچپل است که این افراد در ابتدا عامل فرهنگ را در انقلاب دخیل نمی‌دانستند اما بعد از انقلاب اسلامی ایران رسما تعامل فرهنگ را به عنوان یکی از عوامل تعیین‌کننده انقلاب به حساب آورند در واقع می‌توان گفت اساسا انقلاب اسلامی ایران به دلیل ماهیت فرهنگی که داشت یک عامل تحول در تئوری انقلاب بود. آرمان‌های مردم در انقلاب هم صرفا مسایل فرهنگی نبود و قطعا برای مردم خواسته‌های متعددی متصور بوده است که به دنبال آرمان‌های متفاوت و متعددی بودند و عامل فرهنگی یک عامل زیری و پنهانی در خواسته‌های افراد جامعه بوده است یعنی شاید مردم خیلی شعار فرهنگی سر نمی‌دادند ولی آن چیزی که انگیزه اصلی آنها را در مشارکت فراهم می کرد، عامل فرهنگی بود.

* انقلاب اسلامی ایران همانند بسیاری از انقلاب‌ها با بحران هایی مواجه شد. عمده ترین بحران‌های مهم فرهنگی در عرصه زنان، جوانان و دانشجویان بعد از انقلاب ایران چه بود؟

انتظاری: انقلاب برای رسیدن به آزادی است ولی به هر صورت یک تعارضی بین این آزادی و محدودیت‌هایی که در اثر مشکلات اجتماعی به وجود می‌آید، وجود دارد مثلا خواسته‌هایی مطرح می‌شود، نیازهای اقتصادی بروز پیدا می کند، نظام اقتصادی و سیاسی کشور به هم می‌ریزد ، شرایط جامعه متفاوت می‌شود و در کنار این مسایل، نهادهای قبل از انقلاب همچنان حاکم است و تا این نهادها تغییر پیدا کند و مردم به این شرایط جدید عادت کنند تا حدودی طول می‌کشد. خصوصا اینکه بعد از انقلاب جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اتفاق افتادکه این جنگ یک مشکل جدی در مسایل اقتصادی و معاش مردم ایجاد کرد و انواع مسایل جدید برای جامعه به وجود آمد ولی همه این اتفاقات و رخدادها باعث شد مردم تجریه بیشتری کسب و در برخورد با مسایل بصیرت پیدا کنند و به خوبی بفهمند که مشکلاتشان از کجا ناشی می‌شود و مسیر درست را انتخاب کنند و بفهمند که در این فرایندی که موفقیت کامل دارند چه راه‌ها و پرتگاه‌هایی وجود دارد و در عین حال که مشکلات و بحران‌ها برای جامعه بوده به نوبه خود باعث آزردگی مردم هم شد.

اما در حوزه زنان باید گفت که قبل از انقلاب شرایطی در جامعه حاکم بود که همه نیروها مخصوصا اقشار مذهبی به دلیل محدودیت‎هایی که برای آنها وجود داشت نمی‌توانستند در جامعه حضوری فعال داشته باشند و اگر کسی مذهبی بود مجبور بود که تغییر ظاهر دهد تا بتواند در عرصه‌های مختلف اجتماعی حضور یابد ولی بعد از انقلاب این محدودیت،که عده‌ای از افراد جامعه به دلیل حجاب نمی‌توانستند در هر عرصه‌ای حضور داشته باشند برداشته شد و عملا باعث شد اقشار مختلف بانوان بتوانند در عرصه‌های مختلف اجتماعی اعم از مشاغل، مطبوعات و فعالیت‌های مختلف حضور داشته باشند و قطعا این یک فرصت برای بانوان بود تا بتوانند از موقعیت‌ها استفاده کنند. به همین منظور ما شاهد رشد بانوان هستیم به خصوص که الان نگاه فرهنگی نسبت به بانوان تغییر کرده است زیرا قبل از انقلاب زن بیشتر به عنوان یک قوه جنسی شناخته می‌شد همین طور که الان در غرب هم همین مساله مطرح است و زن بیشتر به عنوان یک قوه جنسی محسوب می شود و اگر بخواهد در عرصه‌های مختلف پیشرفت کند حتما باید از ابزار جنسی خویش استفاده کند ولی در جامعه ایران بعد از انقلاب این نگاه نسبت به زنان تغییر پیدا کرد و زن نه تنها یک قوه جنسی نبودبلکه در ابعاد مختلف انسانی امکان رشد و پرورش پیدا کرد.

* یکی از مهمترین اتفاقات بعد از انقلاب اسلامی تعطیلی دانشگاه در سال 59 بود که انتقاداتی را نیز به همراه داشت مبنی بر  اینکه تعطیلی دانشگاه و انقلاب فرهنگی امری نادرست است؟ نظر شما در این زمینه چیست؟

انتظاری: در اوایل انقلاب به دلیل آزادی بی‌حد و حصری که در دانشگاه حاکم بود شرایط خاصی در جامعه به وجود آمد به خصوص که گروهک‌های مختلف سیاسی از فرصتی که در اختیارشان بود سوء استفاده کرده و دانشگاه را تبدیل به پایگاه و اتاق جنگ برای فعالیت‌های خود کرده بودند و مبارزات بیرونی خود را از داخل دانشگاه‌ها سامان دهی می‌کردند که این امر منجر به این شد که در اوایل سال 59 انقلاب فرهنگی رخ دهد و دانشگاه‌ها به مدت سه سال تعطیل شوند و بعد با یک ساماندهی جدید دوباره راه اندازی شدند.

طبیعتا جریان دانشگاه به دلیل تعطیلی سه ساله ضربه خورد و سوتفاهم‌هایی را برای مردم فراهم می‌کرد که مثلا آیا نظام اسلامی با فعالیت دانشگاه‌ها مخالف است؟! اما بالاخره باعث شد در جای خود یک بازاندیشی نسبت به دانشگاه و حساسیت‌هایی که وجود داشت اتفاق افتد و به خصوص در مورد شورای عالی انقلاب فرهنگی حساسیت‌های موجود تحقق پیدا کرد اما شورای انقلاب فرهنگی توانست بر حوزه دانشگاه تسلط پیدا کند وسه سال بعد دانشگاه بتواند به کار خود ادامه دهد.

* در آن مقطع راه‌حل دیگری  غیر از تعطیلی دانشگاه‌ها وجود نداشت؟ آیا این اقدام باید انجام می‌شد؟

انتظاری: بله. سال 59 شاید شرایط بحرانی در درون دانشگاه حاکم بود و اگر آنطور ادامه پیدا می‌کرد  خطرات عمده‌ای را برای جامعه به وجود می آورد. درست است خود دانشگاه خساراتی دید ولی در نهایت از یک خسارت بسیار بزرگ‌تر جلوگیری کرد و آن فعالیت‌هایی بود که    گروهک‌های مختلف ضد انقلابی انجام می‌دادند و متاسفانه در کشور ما شرایطی وجود داشت که هر حرکتی که در داخل کشور شکل می‌گرفت و در مقابل نظام اسلامی بود از سوی دیگر کشورها حمایت می‌شد و انواع هم فکری ایدئولوژیکی از آنها صورت می‌گرفت که این امر می‌توانست خیلی خطرناک باشد و تعطیلی دانشگاه در آن زمان یک امر ضروری بود و بدون تعطیلی دانشگاه هم ممکن نبود جلوی حرکت گروهک‌های مختلف گرفته شود. بدین ترتیب اتاق‌های جنگ که در اختیار گروهک‌های مختلف بود و دانشجویان را سپر خود کرده بودند از دست آنها خارج شد. اما اگر آن زمان تجربه‌هایی که هم‌اکنون در اختیار داریم را داشتیم شاید می‌شد اقدامات دیگری انجام داد اما بالاخره با توجه به امکانات آن زمان بهترین راه‌حل ممکن ارائه شد.

*یکی از مشکلات یا بحران‌های بعد از انقلاب ایران مشکلات نسل جوان در پذیرش فرهنگ است. نسل جوان امروز در پذیرش فرهنگ ایرانی، اسلامی و غربی دچار سردرگمی است. این معضل نسل جوان از کجا نشات گرفته است؟

انتظاری: یک مشکلی که ما در بحث هویت داریم این است که متاسفانه بعد از انقلاب اسلامی رسانه‌ها به خصوص رسانه‌های رسمی تلاش کردند که یک تصویر منفی و خیلی تیره و تار از گذشته ارایه دهند و با این عنوان که چون حکومت گذشته چون یک حکومت شاهنشاهی بوده است، عمده تصاویری که از گذشته ارایه می‌کنند تصاویر تیره و تار بوده و این به نوبه خود در ایجاد بحران هویتی تاثیرگذار است. به هر ترتیب تصویری که ما از گذشته داریم همان چیزی است که پایه و اساس هویت ما را تشکیل می‌دهد. این مساله‌ای بود که به نوبه خود می توانست در شکل‌گیری این بحران هویتی تاثیرگذار باشد و از سوی دیگر یک تعارضی بین ملیت و اسلامیت همواره برجسته شده است به عنوان مثال عده‌ای که دنبال ملیت و ایرانیت می‌روند گویا تقابلی با اسلامیت پیدا می‌کنند و اگر  دنبال اسلامیت می‌روند با ملیت تقابل دارند. در حالی که علی رغم اینکه بسیاری از رهبران تلاش کردند تا این تعارض نباشد ولی در خیلی از دانشگاهیان و روحانیون این تعارض وجود داشته که به نوبه خود یک بحران هویتی ایجاد کرده است و محصول آن، بحران هویتی است که در جوامع شاهد آن هستیم.

در کنار اینها عوامل دیگر هم وجود دارد که اگر نیازهای فرهنگی جوانان ما به خوبی برآورده نشود و اگر جامعه ما به گذشته فرهنگی خود، موسیقی و هنر ملی که داشته وصل نشود طبیعتا برای تامین این نیازها به سراغ فرهنگ دیگر کشورها می‌رود. یعنی اگر ما هنرها، موسیقی مقامی و نمایش قومیتی خود را فراموش کنیم، به این دلیل که به آنها نیاز داریم پس برای تامین آنها به سراغ دیگر جوامع می‌رویم و این عوامل در نهایت فرد را دچار بحران هویتی می‌کند. البته این عوامل در کنار هجومی است که رسانه‌های بیگانه آوردند. این رسانه‌ها بیکار نبودند و تلاش کردند تقاضاهایی را برای جوانان ایجاد کنند و تمایلاتی را تقویت کنند که آن تمایلات در جامعه ما به راحتی برآورده نشده است و این باز به نوبه خود جوان را دچار بحران کرده است و ما هم اقدامی برای مدیریت درست این عوامل انجام ندادیم و رسانه‌ها با مدیریت غلط، فرهنگ جوانان را آسیب‌پذیر کرده‌اند.

*پس برای خارج کردن نسل جوان از این سردرگمی و بحران چه راهکارهایی را می‌توان ارایه کرد؟

انتظاری: به نظر من یکی از عناصر اساسی حل بحران هویتی جامعه «تاریخ» است. باید یک تصویر درست از تاریخ ارایه شود. آمریکا شاید بیش از 300سال قدمت نداشته باشد 300 سال تاریخی که بسیار مبهم و پر از خون‌ریزی، جنگ و فعالیت‌هایی است که چندان انسانی نبوده است ولی آمریکایی‌ها همین قدمت کوتاه را چنان زیبا و در قالب فیلم‌های وسترن و امثال آن به تصویر می‌کشند که یک جوان آمریکایی به تاریخ 300 ساله خود افتخار می‌کند و خود را با افتخار یک آمریکایی می‌داند در حالی که ما برعکس آنها عمل کرده و تاریخ 7-6 هزار ساله خود را نابود کرده‌ایم. تصاویر تاریخی را خیلی تیره و تار، وحشتناک و پرخشونت نشان می‌دهیم و یا بیش از حد آن را سیاسی کرده‌ایم. تاریخ عنصر مهم هویت است و پایه مهم هویت، تصوری است که ما از گذشته خود داریم و این تصور از گذشته توسط همین رسانه‌ها شکل می‌گیرد و اگر قرار باشد این چنین شکل بگیرد فرد دچار بحران هویتی می‌شود.

مهم‌تریم وظیفه رسانه‌ها ارایه یک تصویر درست، بانشاط و سازنده از تاریخ است نه یک تصویر تاریک از گذشته در حالی که حتی فیلم‌های تاریخی مذهبی ما نیز همین تیرگی را دارد، خشونت بار است و لرزه به تن انسان می‌اندازد تا اینکه بخواهد انسان را به گذشته خود وابسته کند. به خصوص که در کتاب‌های تاریخ در مقاطع مختلف تحصیلی تنها تاریخ سیاسی و پادشاهان و تصویر غیر واقعی و یک مقداری توام با خشونت به تصویر کشیده شده است.

بعد مهم دیگر در ارتباط با هویت ملی جامعه نیازهای فرهنگی و هنری جوانان است که باید به نحو مناسب پاسخ داده شود و این مستلزم آن است که در جامعه یک نشاطی بین مردم وجود داشته باشد و از یک سو نظام طبقات و خواستگاه‌ها مدیریت شود و از سوی دیگر تمنیات و تمایلات مردم برآورده شود. در حال حاضر رسانه‌های غربی روی جوانان کار می‌کنند و تقاضاهایی را در آنها ایجاد می‌کنند. ما یا باید آن تقاضاها را پاسخ دهیم یا باید به نوعی آنها را مدیریت کنیم چراکه نمی توان تقاضای جوانان جامعه را برآورده نکرده رها کرد زیرا جامعه جهانی آنطوری نیست که ما بتوانیم خود را از آن منفک کنیم بلکه باید مدیریت کنیم در حالی که متاسفانه در این مدیریت کردن‌ها هم موفق عمل نکردیم. پس باید نسبت به تامین تقاضای اقشار مختلف جامعه فعال برخورد کرد مثلا خودمان در رسانه های جهانی نقش بازی کنیم و در جامعه جهانی به عنوان یک جامعه‌ای که دارای فرهنگ دیرین است حضوری فعال داشته باشیم نه اینکه صرفا منفعلانه با این هجومی که بر ما وارد می شود برخورد کنیم.

* رجوع به تفکر و آرمان‌های انقلاب تا چه اندازه  می‌تواند در حل بحران هویتی شکل گرفته بعد از انقلاب، اثر گذار باشد؟

انتظاری: چهره‌های انقلابی به مثابه گروه‌های مرجع برای مردم به شمار می‌آیند و مردم با توسل به این گروه‌ها تلاش می‌کردند که بسیاری از رفتارهای خود رابا نوع رفتار آنها تنظیم کنند و وجود آنها می توانست به نوبه خود خیلی از سوالات مردم را پاسخ دهد تا مسیر خود را پیدا کنند و درست است که مثلا شهید بهشتی و تعداد زیادی از همراهان او در ماجرای 7 تیر به شهادت رسیدند اما همین شهادت دکتر بهشتی منجر شد که بسیاری از نگاه‌های منفی که نسبت به او وجود داشت زیر سوال رود و به شهید بهشتی به عنوان یک اسوه نگاه شود. زیرا او و همچنین شهید مطهری، شهید چمران و شهید رجایی اشخاصی بودند که حاضر بودند در عرصه‌های مختلف حضور داشته باشند و  جان خود را فدا کنند. تعداد زیادی از این شخصیت‌ها در آن زمان به عنوان گروه های مرجع و راهنما برای مردم بودند تا راه خود را برای زندگی پیدا کنند و دچار انحراف‌ نشوند و این مهم بود که ما می‌توانستیم این جریان را ادامه دهیم که همین گروه‌های مرجع را برای نسل جوان داشته باشیم.

نقش رسانه‌ها در این امر بسیار مهم است اگر روی زندگی آدم‌های مختلف کار شود و افرادی که می‌توانند سرمشق جوانان باشند معرفی شوند نقش تاثیرگذاری در جامعه خواهد داشت اما متاسفانه روند ما در این زمینه بیشتر روند سیاسی بوده و رسانه‌های ملی ما بیشتر به سمت چهره‌سازی سیاسی رفتند و این چهره سازی سیاسی باعث شد این افراد آنچنان که بایسته است نقش مرجع را پیدا نکندحتی افرادی هم که در رسانه‌ها حضور پیدا می‌کنند مردم یک دید سیاسی به آنها داشته باشند نه اینکه فکر کنند اینها می‌توانند یک گزینه مرجع باشند.

پس رسانه می‌تواند به گونه‌ای عمل کند که افراد تاثیر گذار، گروه مرجع مردم شوند و این موقعی اتفاق می‌افتد که خیلی طبیعی و با یک رویکرد عدالت گرایانه برخورد کند مثلا تلویزیون نباید تنها در اختیار یک شخص یا گروه خاص باشد و جوان هر موقع تلوزیون را روشن می‌کند تنها با آن شخص خاص روبه رو شود. آدم‌ها متنوع هستند پس نمی‌توانیم راجع به مسایل جوانان به طور یکنواخت صحبت کرد آنها در جامعه متنوع و گوناگون هستند و طبعا خواسته‌های متفاوتی هم دارند. در نتیجه گروه‌های مرجع که می‌تواند بر آنها تاثیرگذار باشند باید متفاوت باشند بنابراین تلوزیون نمی‌تواند روی فرد خاصی تمرکز کنند چون آن فرد خاص شاید برای یک گروهی مرجع باشد و برای ده‌ها گروه دیگر مرجع نباشد در نتیجه آن فرد اثر مرجعیت را نخواهد داشت و علاوه بر آن عدالت رسانه‌ای زیر سوال می‌رود و هستند آدم هایی که ممکن است از آنها خوش صحبت تر، باسوادتر یا مفیدتر باشند ولی عملا پایشان به رسانه نرسیده است.

انتهای پیام

منبع :http://www.shafaqna.com/persian/

Share this post

Submit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

قیمت روزانه طلا و ارز

 

جدول قیمت روزانه ارز