پیشرفت و موانع پیشرفت ایران : وبسایت شخصی محمدعلی اثنی عشری

  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم
  • کولبری و دستفروشی معضل نیست ! نیاز جامعه است. مدیریت کارآمد و ساماندهی میخواهد.
  • محمدعلی اثنی عشری : تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

    تعامل گسترده با کشورها و مردم جهان به نوعی همان جهانی شدن است . بسیارخوب ...اما حتماً مسئولین محترم و مردم میدانند که تحقق این رهنمود و راهبرد ؛ ملزوماتی دارد که مشغول تنظیم نظرات خود در این خصوص هستم

آمارها نشان می دهد که به ازای هر 10 هزار نفر، 52 فاحشه در مالزی وجود دارد، در حالی که این عدد در تایلند 45 است. اجتماعی

تاریخ ایجاد در 06 فروردين 1395 نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری
ROOT» دسته: اجتماعی
نمایش از 06 فروردين 1395 بازدید: 3014

 فرار مغزها از ایران یا مهاجرت مغزها

گروه گزارش-درباره موضوع فرارمغزها هرازگاهي مطبوعات به تناوب مطالبي را منتشر مي کنند ومسوولان نير هرچندگاه صحبتي از آن به ميان مي آورند. فرارمغزها اکنون ديگر نه تنها بحثي ناآشنا نيست بلکه بخاطر بستر و زمينه هاي تشديدکننده آن، نزد مردم جنبه هاي فکاهي نيز پيدا کرده است. از عطش برخي والدين براي تبديل فرزندانشان به «مغز» به ضرب و زور کلاسها و معلمان متعدد و آموزشهاي سنگين وفشرده به اميد فرستادن آنها به کشورهاي مرفه جاذب مغزها که بگذريم، سخن مردم و جوانان با اشاره به تبعات متعدد بي توجهي به مغزها و فراري دادن آنها از کشور، پراست از مطالبي درباره اهميت اين سرمايه هاي کشور، راههاي جلوگيري از فرار مغزها و بالاخره بي مهري هايي که درحق شان مي شود.

تعريف فرار مغزها

به پديده مهاجرت گسترده تحصيل کردگان، دانشگاهيان و دانشمندان يک کشور يا جامعه به کشورهاي ديگر، اصطلاحا فرار مغزها گفته مي شود.   فرار مغزها يعني استثمار کشورهاي جهان سوم،توسط کشورهاي توسعه يافته محسوب مي شود که به عنوان مخرب ترين بحران اجتماعي شناخته و تعريف شده است."فرار مغزها" (brain drain) پديده کهني است که از ديرباز تاکنون به گونه هاي وسيع و چشمگيري در کشورهاي جهان سوم ديده مي شود. از اين رهگذر در اين کشورها صدمات جبران ناپذيري در بخش هاي اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي و تمام ابعاد مختلف جامعه وارد مي شود که شايد جبران آن يکي از دشوارترين کارها براي اين قبيل کشورها باشد.

تاريخچه ادبيات فرار مغزها در جهان و ايران

اصطلاح فرار مغزها را براي نخستين بار انگليسي ها به کار بردند.فرار مغزها ريشه در روابط تاريخي آمريکا و انگلستان داشت.و بيانگر انگيزش مهندس ها و پزشکان انگليسي براي مهاجرت به آمريکا،با هدف کسب درآمد بيشتر و دستيابي به محيط کار مناسبتر در کوچ گاه بوده است.يادآوري مي کنم که مفهوم اين واژه در بيشتر زبان هاي اروپايي گوياي معناي به سوي خود کشيدن و جذب مغزهاي پرورده است.در حالي که معادل فارسي اين اصطلاح،مفهوم فرار کردن و دفع را با خود دارد.و برخي از نويسندگان مصري با عبارت دزدي مغرها از آن نام مي برند.بنابراين با اين که کوچ نيروي انساني ورزيده و پرورده از جايي به جاي ديگر واقعيت واحدي است.تحليل گران ساکن مناطق توسعه يافته و قدرتمند،اين حرکت را جذب به درون مرزهاي خود تلقي مي کنند.و صاحبنظران ساکن در کشورهاي موسوم به جهان سوم و کمتر توسعه يافته،آن را نوعي دفع از اقامتگاه خود مي دانند.پيشينه بحث در مورد فرار مغزها درمنابع و مراجع بين المللي به دهه 1960 مي رسد که نخست به طور موردي مفاله هايي درنشريات علمي انتشاريافت..نخستين گردهمايي بين المللي در اين باره در سال 1967 به وسيله مرکز پژوهشهاي ارويائيان و کميسيون مشورتي ايالات متحده درباره امور آموزشي و اجتماعي بين المللي در لوزان سوئيس برگزار شد.در اين کنفرانس که دانشمندان و صاحب نظران ده کشور از سراسر جهان شرکت داشتند،به موضوع فرار مغزها زير عنوان «« فرار ماده خاکستري»» به بحث کشيده شد.و به صدور اعلاميه اي انجاميد.که شامل ديدگاههاي کنفرانس در هشت ماده بود. از آن پس فرار مغزها مورد توجه بيشتر سازمان ملل قرار گرفت و به صورت يک موضوع عمده مورد بررسي قرار گرفت.در سال 1968 کنفرانسي به سرپرستي يونسکو و موسسه کارآموزي و پژوهش سازمان ملل متحد ترتيب داده شد که نمايندگان عضو سازمان ملل در آن شرکت داشتند.در اين کنفرانس درباره راه هاي جلوگيري از فرار مغزها بحث شد.ادبيات مربوط به پديده فرار مغزها از کانادا و کشورهاي اتحاديه اروپا نخستين بار در اوايل دهه 1960 ميلادي در جهان مطرح شد و اين پديده به عنوان يک آسيب اجتماعي از دهه چهل در ايران آغاز شد. يعني زماني که کشورهاي اروپايي بازسازي خرابي هاي پس از جنگ را آغاز کردند و در پي فرايند صنعتي شدن با احساس نياز به متخصصين و نخبگان در اين زمينه به جذب نخبگان و متخصصين از کشورهاي جهان سوم پرداختند و اينگونه بود که مانع ديگري بر سر راه توسعه اين کشورها پديد آوردند. فرار مغزها به عنوان يک آسيب اجتماعي مختص کشورهاي جهان سوم، بيش از يک ربع قرن است که جوانان ايراني را نيز به دام خود گرفتار کرده است. اين عارضه که از منظر آسيب شناسان به نوعي استثمار شدگي کشورهاي جهان سوم، توسط کشورهاي توسعه يافته محسوب مي شود به عنوان مخربترين بحران اجتماعي شناخته و تعريف شده است.

 
تاریخ ایجاد در 06 فروردين 1395 نوشته شده توسط دکتر شهلا کاظمی پور
ROOT» دسته: اجتماعی
نمایش از 06 فروردين 1395 بازدید: 3012

 

 

 

دکتر شهلا کاظمي‌پور، معاون پژوهشي مرکز جمعيت‌شناسي آسيا و اقيانوسيه

شنبه 22 فروردين 1388 - ساعت 00:17

شماره خبر: 100903805505

با دکتر شهلا کاظمي‌پور، معاون پژوهشي مرکز جمعيت‌شناسي آسيا و اقيانوسيه

جمعيت دختران و پسران مجرد، متعادل است

وقتی دکتر شهلا کاظمی‌پور از جمعیت شناسان برجسته کشور بگوید میان تعداد زنان و مردان ایرانی تعادل برقرار است و هیچ بحرانی جمعیت کشور را تهدید نمی‌کند باید نفسی راحت کشید.اساساً دکتر کاظمی‌پور آدم منطقی و خوشبینی است، چرا که اعتقاد دارد ما با معضل بیکاری نیز روبه‌رو نیستیم و آن چیزی که ما را به این روز رسانده پول نفت و تن پروری است. او معاون پژوهشی مرکز مطالعات جمعیت‌شناسی آسیا و اقیانوسیه است و در لابه‌لای زمان‌هایی که به طرح‌‌های تحقیقی اختصاص می‌دهد فرصتی را نیز برای روزنامه جام‌جم خالی کرد تا به همه پرسش‌های مبتلا به جمعیت کشور و مسائل روز چون ارث زنان و مهریه پاسخ گوید. آنچه درپی می‌آید حاصل گفتگوی ما با اوست.

خانم دکتر! فکر می‌کنم برای ورود به بحث، بررسی ساختار کنونی جمعیت ایران شروع خوبی باشد. اکنون ساختار جمعیت کشورمان چگونه است؟

در مطالعات جمعیتی معمولا جمعیت‌ها را به چند گروه تقسیم می‌کنند. جمعیت را ابتدای امر از نظر ساختمان جنسی و سنی یعنی تعادل میان زن و مرد و توزیع سنی مطالعه می‌کنند. در بیشتر جوامع تعادل میان زن و مرد وجود دارد، چون در بدو تولد در مقابل هر 205 نوزادی که متولد می‌شوند 105 نوزاد پسر است و 100 نوزاد دختر؛ البته میانگین این رقم در تمام جهان فرق زیادی ندارد، ولی ممکن است در یک نقطه خاص یا در یک سال بخصوص دختر یا پسر بیشتر به دنیا بیاید، اما در میانگین کل این نسبت وجود دارد. حالا هر چقدر هم به سمت سالخوردگی می‌رویم مرگ و میر نوزادان پسر یا مردان براثر سوانح ناشی از کار بیش از زنان است، در نتیجه نسبت جنسی به مرور به 100 می‌رسد یا در سالخوردگی حتی مثلا ما در کشور‌های پیشرفته در مطالعه نسبت جنسی به رقم 84 هم بر می‌خوریم، چون هر چه قدر جامعه سالخورده‌تر می‌شود میانگین مرگ و میر مردان بیش از زنان می‌شود، یعنی امید به زندگی مردان کمتر از زنان است بنابر این، این از نظر ساختمان سنی است که مطالعه خاصی را می‌طلبد و خیلی هم دقیق است، ولی از نظر ساختمان سنی، جمعیت به 3 گروه تقسیم می‌شوند‌: کشورهایی که جمعیت جوان دارند یعنی باروری آنان بالاست، قاعده هرم سنی‌شان وسیع است و هر چه به سمت سالخوردگی می‌روند مرگ‌ومیر بالاست. معمولا در جامعه‌ای که موالیدش بالاست مرگ و میرش هم بالاست. هرم سنی قاعده‌اش وسیع است ولی برخی کشور‌ها بینابین هستند، یعنی موالیدشان را دارند کم می‌کنند، ولی هنوز به آن کاهش بالا نرسیده‌اند. مرگ‌ومیرشان هم در حال کم شدن است و هرم سنی‌شان در حد متوسط است، اما هنوز مثلثی شکل است و برخی جوامع هستند که جمعیت سالخورده دارند مثل انگلیس، فرانسه، آلمان که این مراحل را در سده‌های قبل طی کرده‌اند، مثلا جمعیت آنها در قرن هجدهم مثل کشورهای آفریقایی بود، در قرن نوزدهم مثل کشور ما بود و الان جمعیت سالخورده دارند. تنها کشوری که این مراحل را خیلی سریع طی کرده، ژاپن است. ژاپن توانسته است این مرحله را در عرض 4030 سال طی بکند. کشور ما هم از نظر ساختمان سنی جمعیت در مرحله‌گذار است، یعنی از مرحله قاعده وسیع هرم به مرحله وسط رسیده و در دو دهه آینده مرحله وسط را هم طی می‌کند.

آیا این باور رایج درست است که ما الان با کمبود پسر مواجه‌ایم؟

نخیر.

عده‌ای معتقدند چون دختران ما ازدواج نمی‌کنند در یک مقطع سنی با کمبود پسر مواجه شده‌ایم.

 

صفحه7 از7

<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 بعدی > پایان >>
برای حمایت از ما امتیاز دهید
جوملا یک نرم افزار رایگان کد باز است که تحت قانون GNU/GPL کار می کند.